تبلیغات
حــــــامیان و دلــــــباخـــتگان ولایت
نقدوبرسی وهابیت و بهایت و مهدوییت و ولایت وشیطان پرستی ومدعیان دروغین وفتنه های اسرائیل و فراماسونری

با احتمال زیاد مرگ عبدلله دوم پادشاه عربستان شمارش معکوس برای ظهور آقا امام زمان شروع شده است

اندکی صبر سحر نزدیک است

11- امام صادق(ع) :

که هرکس برای من مرگ عبدالله را تضمین کند ، من ظهور را برای او تضمین می کنم!

آنگاه که مرگ عبد الله فرا رسد، مردم در جانشینى او نسبت به هیچکس به توافق نمى رسند و این جریان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه مى یابد، عمر سلطنت هاى چندین ساله بسر آمده ، نوبت پادشاهى چند ماهه و چندین روزه فرا مى رسد. ابوبصیر مى گوید: پرسیدم : آیا این وضع به طول مى انجامد؟ فرمود: هرگز.و این درگیرى بعد از کشته شدن این پادشاه (عبدالله ) منجر به کشمکش بین قبیله هاى حجاز مى شود.

( بحار ۵۲ ص ۲۱۰ )

ادامه در

www.meisamc30.blogfa.com




طبقه بندی: مهدویت،  آخرالزمان وظهورونشانه ها، 
نگارش در تاریخ دوشنبه 22 آذر 1389 توسط میثم کریمی | نظرات ()
http://tehranpic.net/images/pcjx6xzn03zt0vvqygq.jpg

 

در آخرین روز های سال 1388 هجری شمسی، سران مقاومت منطقه ی خاورمیانه در سوریه گرد هم آمده و راه و زمینه های همکاری با یکدیگر را در مسایل منطقه ای و بین المللی مرور کردند. این اجلاس که با میزبانی سوریه و شرکت رییس جمهور جمهوری اسلامی ایران آقای دکتر احمدی نژاد، بشار اسد رییس جمهور سوریه، سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان و خالد مشعل رییس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) برگزار گردید، بازتاب فراوانی در رسانه های گروهی خاورمیانه و سراسر جهان داشت.(1)

 

این اجلاس از یکسو با تحسین کشورهای موافق روند مقاومت همچون دولت اسلامگرای ترکیه و دولت های تسلیم شده در برابر روند مقاومت همچون دولت وحدت ملی لبنان مواجه گردید و از سوی دیگر، وحشت و نگرانی دولت های استکباری و دست نشاندگان آن ها را در منطقه ی خاورمیانه برانگیخت.

 

این اجلاس گرچه موجب زنده شدن امیدهای ملل مستضعف منطقه برای رهایی از چنگال استکبار گردید و موقعیت مقاومت منطقه را بیش از پیش تثبیت و تقویت کرد، اما موقعیت منطقه ی خاورمیانه را در یک نقطه ی عطف قرار داد.

 

با توجه به بروز رکود اقتصادی بین المللی در سراسر دنیا و متأثر شدن کشورهای استعمارگر غربی از این مشکلات اقتصادی،(2) در زمینه های سیاسی و نظامی نیز این دولت ها در موضع ضعف قرار گرفته اند و به طور قطع نمی توانند همانند لشکرکشی های دهه ی اخیر به عراق و افغانستان، جنگ پرهزینه را به راه اندازند. از سوی دیگر کشورهای مستقل و ضد استکباری منطقه ی خاورمیانه نیز گرچه از رکود اقتصادی بین المللی ضربه دیده اند، اما مشکلات ناشی از رکود اقتصادی در این کشورها، به اندازه ی غرب نبوده و این کشورها به دلیل تحریم طولانی مدت از یک سو و دارا بودن منابع غنی انرژی و مواد خام از سوی دیگر، بهتر از غرب خود را با مشکلات اقتصادی تطبیق داده اند. چرا که این کشورها از سال ها قبل در شرایط تحریم اقتصادی به حیات خود ادامه داده و بالطبع روش های مختلف تطبیق با شرایط سخت را آموخته اند.

 

در این شرایط غرب از یکسو تحت فشارهای اقتصادی و ضعف سیاسی و نظامی قرار گرفته و از سوی دیگر بیم آن دارد که گسترش نفوذ مقاومت اسلامی در منطقه ی خاورمیانه، دست آنان را از منابع غنی منطقه کوتاه نماید و مشکلات اقتصادی آنان را بیش از پیش تشدید کند.

 

بنابراین غرب تلاش خواهد کرد تا به هر نحو ممکن، شرایط منطقه را به سود خود تغییر دهد و مانع از سقوط قطعی اقتصادی، سیاسی و نظامی خود گردد. اما در این میان، کشورهای غربی همانند 5 یا 10 سال قبل، چنگ و دندان تیز نداشته و توانایی اداره ی یک جنگ و تامین هزینه های یک نبرد بزرگ و تمام عیار را در منطقه ی خاور میانه ندارند. با توجه به این واقعیت، آن ها تلاش خواهند کرد تا به جای استفاده از امکانات و نیروهای خودشان، از امکانات و نیروهای دست نشانده ی خود در منطقه بهره جویند و با این کار از یک سو سرمایه های کاهش یافته ی کشور خود را حفظ نموده و از سوی دیگر با موج فزاینده ی تنفر افکار عمومی مردم جهان از لشکرکشی های کشورهای غربی به خاورمیانه مواجه نشوند و بیش از پیش وجهه ی خود را نزد مردم جهان تخریب ننمایند.

 

 

در واقع می توان گفت که تقویت مقاومت گرچه استکبار را به طور فزاینده ای تضعیف نموده است، اما استکبار تلاش خواهد نمود تا آخرین تلاش های خود را برای جلوگیری از مرگ قطعی خود انجام دهد، حتی اگر این تلاش به جنگی بزرگ و منطقه ای و بازی مرگ و زندگی بیانجامد.

 

مسئله ی دیگر که احتمال آغاز درگیری را از سوی غرب یا مهره های دست نشانده ی آن در منطقه تقویت می نماید، توجه به تقویم ماسونی است. همانگونه که می دانیم، فراماسونری جهانی یا همان دجال آخرالزمان، اداره ی بسیاری از کشورهای جهان را در دست گرفته است و تلاش دارد تا حکومت جهانی شیطانی خود را در اورشلیم (بیت المقدس) بنا نهد.(3) در تقویم ماسونی، زمان تشکیل این حکومت در ابتدای قرن 21 میلادی می باشد.(4) توجه به تقویم ماسونی زیر می تواند، مسایل مهمی را روشن نماید:(5)



ادامه مطلب
طبقه بندی: فتنه گری ها،  آخرالزمان وظهورونشانه ها، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 18 فروردین 1389 توسط میثم کریمی | نظرات ()
سرویس دفاع مقدس و انقلاب اسلامی:وقتی پای حرف های حاج حسین می نشینی انگار یک سطل آب یخ رویت ریخته اند؛ او از روزهای نبرد می گوید؛ از فکه، طلائیه، شلمچه و از امروز و نبرد امروز. از مسیر دیروز می گذرد تا امروز را به تو بفماند. در جنگ کسی استراحت نمی کرد و تو استراحت کردی. وقتی نهیبش را با وجودت حس می کنی تازه حجاب روزمرگی هایت کنار می رود.

حرف های حاج حسین مقدمه نمی خواهد. حرفهایش شاید بیشتر به درد افسران جنگ نرم بخورد. جنگی که اکنون کمی مختصاتش تفاوت پیدا کرده؛ اما همچنان به قوت خود باقی است. نبرد از آغاز بوده و تا هست، خواهد بود. تنها این مختصات است که تغییر می کند و افسران جنگ بیش از هر چیز باید مختصات جدید جنگ را در هر برهه بشناسند تا بتوانند میدان دار نبرد باشند. نباید معرکه را رها کنند بلکه باید دنبال مختصات جدید بگردند. آنچه در پی می آید، گزیده ای ازسخنان حاج حسین یکتاست که در تاریخ 3/12/88 در یک جلسه ﺑﺴﻴﺞ دانشجویی ایراد شده است:(دانلود فایل صوتی)

13ﺷﻬﺮﻳﻮر 1359، ﻋﺮاق ﺑﻌﺪ از اینکه ﺗﻘﺮﻳﺒﺎً ﻳﻜﻲ-دو ﺳﺎل ﻣﺎ را در ﻛﺮدﺳﺘﺎن و ﺷﻠﻮﻏﻲ ﻫﺎی ﻛﺮدﺳﺘﺎن اذیت کرد، و بعد از ﮔﺮد و ﺧﺎک ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ در ﻣﺮز اﻳﺮان و ﻋﺮاق و در ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ صورت داد و بعد از درﮔﻴﺮی ﻫﺎی ﺧﻠﻖ ﻋﺮب، ﺟﻨﮓ را ﺷﺮوع ﻛﺮد. زد و آﻣﺪ ﺟﻠﻮ. ﻳﻚ ﺑﻤﺒﺎران ﻣﺸﺘﻲ ﻫﻢ ﺗﻬﺮان را ﻛﺮد و ﻓﺮودﮔﺎه و ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺟﺎی دﻳﮕﺮ را. و ﺗﻘﺮﻳﺒﺎً ﻣﺮدم ﻫﻤﻪ ﺧﺒﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﻛﻪ ﺟﻨﮓ ﺷﺪه اﺳﺖ. اﻳﻦ ﻳﻚ!

‫دو!

ﭼﻨﺪ روزی ﻛﻪﮔﺬﺷﺖ، ﻗﻄﻌﻲ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮوﻧﺪ. این ﺟﺪا از درﮔﻴﺮی ﻫﺎی ﭘﺮاﻛﻨﺪه در ﺑﻴﺎﺑﺎن ﻫﺎ و ﺑﻌﻀﻲ درﮔﻴﺮیﻫﺎی ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻲ در ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ ﺑﻮد. ﺣﻀﺮت اﻣﺎم اﻋﻼم ﻛﺮد ﻛﻪ دﺷﻤﻨﻲ آﻣﺪه اﺳﺖ، دزدی آﻣﺪه اﺳﺖ ﺳﻨﮕﻲ اﻧﺪاﺧﺘﻪ اﺳﺖ و رﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﺷﻴﺮﺟﻮان ﻫﺎ! ﺑﭽﻪ ﺷﻴﺮﻫﺎ! ﺷﻴﻌﻪ ﻫﺎی اﻣﻴﺮاﻟﻤﻮﻣﻨﻴﻦ! عاشق‌های اﻧﻘﻼب! ﺟﻮان ﻫﺎ! ﻳﺎ ﻋﻠﻲ! ﺑﺰﻧﻴﺪ ﺑﺮﻳﻢ. ﻣﻠﺖ ﭘﺎ ﺷﺪﻧﺪ رﻓﺘﻨﺪ ﺟﺒﻬﻪ. اﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﺟﺒﻬﻪ ﻧﺮﻓﺘﻨﺪ. ﺟﻨﮓ ﺷﺮوع ﺷﺪ اﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﺟﺒﻬﻪ ﻧﺮﻓﺘﻨﺪ. ﻳک ﻋﺪه ﻫﻢ ﻛﻪ رﻓﺘﻨﺪ ﺟﺒﻬﻪ ﭼﻨﺪ دﺳﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ.

ﻳﻜﻲ ﺷﺪ ﺷﻬﻴﺪ ﭼﻤﺮان و ایستاد. رﻓﺖ در دﻫﻼوﻳﻪ و ﺳﻮﺳﻨﮕﺮد و دﻋﻮا و درﮔﻴﺮی... ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﮔﻲ ﻣﺠﻠﺲ را رﻫﺎ ﻛﺮد، وزارت دﻓﺎع را رﻫﺎ ﻛﺮد و ﻳﻚ ﻛﻼﺷﻴﻨﻜﻒ به دست گرفت، و رﻓﺖ ﻛﻒﺳﻮﺳﻨﮕﺮد و دﻫﻼوﻳﻪ، ﺷﺪ ﭼﻤﺮان.

ﻋﻠﻢ اﻟﻬﺪی ﻫم ﺑﺴﺎط ﻻﻧﻪ ﺟﺎﺳﻮﺳﻲ و ﺣﺮف و ﺣﺪﻳﺚ ﺳﻴﺎﺳﻲ و ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﻣﻄﺒﻮﻋﺎﺗﻲ را رﻫﺎ ﻛﺮد و رﻓﺖ، ﺷﺪ ﻋﻠﻢ اﻟﻬﺪی. آنجا ایستاد در درﮔﻴﺮی -ﭼﻲ ﺷﺪ را ﻛﺎری ﻧﺪارﻳﻢ- ﻟﻪ ﺷﺪ و ﻣﺎﻧﺪ و دﺷﻤﻦ دورش زد و ﺑﻌﺪ ﺟﻨﺎزه ﻋﻠﻢ اﻟﻬﺪی رو ﭘﻴﺪا ﻛﺮدﻧﺪ. ﺟﻬﺎن آرا ﻫﻢ ﻳﺎ ﻋﻠﻲ ﮔﻔﺖ و ام-ﻳﻚی، ﺗﻔﻨﮕﻲ، ﺑﺴﺎﻃﻲ، راه اﻧﺪاﺧﺖ و ﺷﺪ درﮔﻴﺮی ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ. ﺷﻬﻴﺪ ﺷﻴﺮودی ﻫﻢ ﻧﺸﺴﺖ ﭘﺸﺖ هلیکوپترش، رﻓﺖ ایستاد ﺗﻮ دﺷﺖ ذﻫﺎب. اﻳﻦ ﺗﺎﻧﻚ را ﺑﺰن، آن ﺗﺎﻧﻚ رو ﺑﺰن، و دﻳﺪﻳﺪ ﺗﺼﺎوﻳﺮ ﻳﺎ ﺧﺎﻃﺮات ﻳﺎ ﺳﺮﻳﺎل را، ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی اﻳﻨﻜﻪ در ﻏﺮﻳﺒﻲ و ﻏﺮﺑﺖ ایستاد ﺷﻴﺮودی و ﻳکﺟﺒﻬﻪ رو ﺑﻪ ﻛﻤﻚ ﺑﻘﻴﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ، ﺑﺴﻴﺠﻲ و ﺟﻬﺎدی و ارﺗﺸﻲ و ﺳﭙﺎﻫﻲ ﺟﻤﻊ اش ﻛﺮدﻧﺪ.

ادامه مطلب
طبقه بندی: ولایت فقیه، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 18 فروردین 1389 توسط میثم کریمی | نظرات ()


این مقاله بر اساس تحقیقات دانشمندان زمین شناس آمریکایی و اطلاعات سایتهای معتبر مربوط به زمین شناسی و زلزله شناسی  و سایت مخصوص بررسی آتشفشان یلوستون تهیه شده است. و سعی ما تنها بر بیان واقعیتهای موجود و تطبیق آن تا حد ممکن با روایاتی است که در باره آخر الزمان بیان شده است.

در قرآن داستان بسیاری از اقوامی که بر روی کره زمین زندگی کرده اند و گناهانی که مرتکب شده و عذابهایی که متحمل شده اند ، آمده است. اگر فرض کنیم هر یک از این اقوام گذشته در عبادت غیر خدا شریک و به گناهی معروف و مشهور بوده اند و عذابی خاص بر آنان نازل شده ، حال ببینیم عاقبت ما و برخی از مردم آخر الزمان چگونه خواهد بود هنگامی که می بینیم همه معاصی اقوام گذشته در  آن واحد در جوامع امروزی به چشم می خورد؟

 یلوستون ، نام پارکی طبیعی در آمریکاست که به مناظر بی نظیر ، دریاچه آب گرم و فواره های جوشان معروف است. این آتشفشان  تقریبا در وسط آمریکا قرار دارد و آتشفشان مشابه دیگری نیز در شرق کالیفرنیا به چشم می خورد . هر دو این آتشفشانها جزو سوپر ولکانوها یا آتشفشانهای عظیم پنجگانه روی زمین هستند .

یکی از مناظری که در پارک طبیعی یلوستون وجوددارد

پیش از این در باره آتشفشان تامبورا و توبا در اندونزی و آتشفشان وزوو در ایتالیا توضیح دادیم . آتشفشان یلوستون به لحاظ حجم مشابه آتشفشان توبا است و مخزن ماگما ( مواد مذاب) آن در زیر زمین به 50 تا 100 برابر آتشفشان تامبورا می رسد. این آتشفشان و حجم آن زمانی کشف شد و مورد توجه قرار گرفت که دانشمندان آمریکایی عکسهای هوایی به کمک ماهواره را از این منطقه گرفتند . در ابتدا برای دانشمندان باور نکردنی بود که طول دهانه ( کالدرا) این آتشفشان 70 تا 80 کیلومتر و عرض آن بین 30 تا  65 کیلومتر باشد،  ولی مدتی بعد با نقشه برداری و بررسی زمین و آثار سنگها و تصاویر هوایی با ماهواره های مخصوص و نیز بررسی زلزله های این منطقه متوجه شدند که منطقه ای که روزانه دهها هزار نفر از روی آن عبور و مرور می کنند دهانه یک آتشفشان عظیم ماقبل تاریخ است. یافته های علمی در باره یلوستون نشان می دهد که این آتشفشان در دوره های مختلف فعالیتهایی با درجه 8 VEI  یعنی بالاترین درجه به لحاظ شدت آتشفشانی داشته است و بطور متوسط هر ششصد هزار سال یکبار فعالیت می کند و  از آخرین فعالیت این آتشفشان 640 هزار سال می گذرد. با بررسی فسیلهای دایناسورها در بخشهای مختلف آمریکا، دانشمندان دریافتند یکی از عوامل از بین رفتن دایناسورها در میلیونها سال قبل فوران یکی از دو آتشفشان "توبا" و یا "یلوستون" بوده است. خاکسترهای آتشفشانی در اطراف فسیلهای این جانوران غول پیکر گویای آن است که این حیوانات در زیر هزاران تن خاکستر سوزان دفن شده اند . این خاکسترها دارای ذرات بسیار ریزی می باشند که مثل الماس می درخشد .از سویی دیگر بررسی فسیل استخوانهای دایناسورها نشان می دهد که بسیاری از آنان در اثر تنفس خاکسترهای آتشفشانی به تدریج ریه هایشان پر شده و دچار بیماریهای تنفسی شده اند و طی دوره زمانی محدودی بعد از آتشفشان عظیم از بین رفته اند. همچنین خاکسترهای آتشفشانی در ژنتیک حیوانات و انسانهای نسلهای بعد تغییرات قابل توجهی را ایجاد کرده است.

آتشفشانهای استاندارد دارای دهانه ای کوچک و یا حفره ای می باشند که گاز و مواد مذاب از آن خارج می شود و پس از سرد شدن مواد مذاب این آتشفشانها شکل مخروطی و کوه مانند به خود می گیرند. اما دهانه آتشفشانهای بزرگ عبارت از منطقه ای وسیع است که یکباره و بطور ناگهانی فرو ریخته و میلیونها تن گاز و مواد مذاب به ارتفاع دهها کیلومتر از دهانه این آتشفشانها خارج می شود. این فرو ریختن دهانه ( کالدرا) با صدایی مهیب و زلزله همراه است که از مسافتهای چندین هزار کیلومتری نیز قابل شنیدن است و چنانچه آتشفشان در نزدیکی دریا باشد و یا در جزیره  ای در اقیانوس واقع شده باشد مثل اندونزی ، فرو ریختن دهانه آن تولید امواج قدرتمندی در اقیانوس نیز خواهد کرد ( تسونامی). به همین علت شناخت این نوع آتشفشانها بسیار مشکل است زیرا شکل مخروطی ندارد و به سادگی آتشفشانهای استاندارد قابل تشخیص نیست.

در این تصویر حجم دهانه یلوستون نشان داده شده است

این تصویر موقعیت پارک ملی یلوستون و مساحت دهانه آتشفشان که با رنگ قرمز نشان داده شده و نیز موقعیت دریاچه آتشفشانی یلوستون را نشان می دهد

وسعت دهانه آتشفشان یلوستون اولین بار در سال 1960 از طریق تصویر برداری با ماهواره ، از فضا و با کمک اشعه ما دون قرمز  شناسایی شد و تحقیقات بر روی آن از همان زمان آغاز گشت. پیش از این تصور می شد یلوستون مجموعه ای از چند آتشفشان کوچک دارای دهانه های متوسط و کوچک است که در مکانهای مختلف پارک قرار دارد . اما هرگز تصور نمی شد کل منطقه ای به این وسعت دهانه آتشفشانی باشد که منبع مواد مذاب آن در زیر زمین به بیش از 1500 کیلومتر مکعب می رسد. تصویر زیر حجم مخزن مواد مذاب در زیر زمین در منطقه یلوستون را نشان می دهد . برای درک بهتر مقایسه کنید با حجم مواد مذاب آتشفشان تامبورا که در سال 1815 فوران کرد و  تنها 160 کیلومتر مکعب لاوا و خاکستر و مواد دیگر را به بالا پرتاب کرد. نکته دیگر اینکه این حجم مواد مذاب در زیر زمین جابجا می شود و در دوره های مختلف ضمن حرکت در زیر زمین در نقاط مختلفی از شرق کالیفورنیا در نزدیکی جنوب غربی منطقه یلوستون نیز فوران داشته است. دهانه های یلوستون متشکل از یک رشته زنجیره ای است که در هنگام فوران با هم فعال و شروع به فعالیت می کنند و همین موضوع سبب می شود که بخش عظیمی از کالدرا بطور ناگهانی سقوط کرده و فرو بریزد.




در تصویر زیر مناطقی را که بطور مستقیم تحت تاثیر این آتشفشان می باشد نشان می دهد . و چنانچه این آتشفشان با درجه متوسط و کمتر از 8 هم فوران داشته باشد در حدود 85 درصد کشور آمریکا زیر خاکستر های این آتشفشان پنهان خواهد شد .

  در عکس زیر مقایسه ای بین دوره های مختلف فوران یلوستون و حجم مواد خارج شده از دهانه آتشفشان و منطقه ای را که خاکستر آتشفشان پوشش داده نشان می دهد. تصویر نشان می دهد آتشفشان "سنت هلن" در شمال غرب آمریکا که در سال 1980 فوران کرد با حجم مواد پرتابی بالغ بر 2 کیلومتر مکعب ، مسافتی به میزان سی کیلومتری اطراف خود را زیر خاکستر آتشفشانی فرو برد . در حالیکه فوران یلوستون در دوره های مختلف با حجمهای 1000 و 2500 کیلومتر مکعب بیش از هشتاد درصد از کشور فعلی آمریکا را با خاکستر پوشانده است.

طبق تحقیقات دانشمندان و بررسی خاکسترهای به جا مانده در اطراف این آتشفشان ، فورانهای عظیم یلوستون با درجه 8  تا کنون سه بار اتفاق افتاده است . یک بار در 2 میلیون سال قبل و سپس در 1.3 میلیون سال قبل و پس از آن در 630 تا 640 هزار سال قبل بوده است. همچنین تعدادی فوران کوچک هم داشته است که شدید ترین آنها در حدود  70 هزار سال قبل بوده است.

این عکس مقایسه حجم مواد خروجی از دهانه اتشفشان را در دوره های مختلف فعالیت یلوستون و سایر اتشفشانها مشخص می کند

فوران آتشفشانهای استاندارد را می توان از میزان گازهای خارج شده از دهانه آن و نیز زلزله های ثبت شده در منطقه آتشفشان را که بطور منظم درجه آن بالا می رود و همچنین بالا آمدن سطح زمین و یا سطح آب دریاچه آتشفشانی پیش بینی نمود و هشدار هایی برای تخلیه مکان اطراف آن داد .

اما فوران آتشفشانهای عظیم همواره قابل پیش بینی نیست و مثلا ممکن است در اثر زلزله های متعدد حتی با درجه پایین تر از 5  قسمتی از دهانه ( کالدرا) به داخل فرو ریخته و یکباره موجب انفجاری عظیم و بدون علائم هشدار دهنده قبلی گردد.

هنگامی که یلوستون فوران کند چه اتفاقی می افتد؟

هنگامی که یک انفجار شدید آتشفشانی با درجه 8 رخ بدهد ، در حدود 1000 تا 1500 کیلومتر مکعب مواد آتشفشانی از دهانه یلوستون خارج خواهد شد و منطقه وسیعی را خواهد پوشاند . هواپیما و هلیکوپتر قادر به پرواز نخواهند بود زیرا مواد معلق در هوا موجب تخریب موتور و سقوط هواپیما می گردد. بارانهای اسیدی تا مدتها مانع رشد گیاهان و درختان می شوند و محصولات زراعی ن ابود خواهند شد. بارانهای اسیدی به آبهای زیر زمینی نفوذ و موجب آلودگی آنها و مرگ حیوانات می گردند. این بارانها می تواند تاسیسات زیر بنایی و هر چیز فلزی را نیز تخریب نماید نظیر خودروها ، دستگاههای فرستنده و گیرنده دکلهای برق ، پلها، منازل و ... خاکستر و مواد معلق در هوا مانع رسیدن نور خورشید به زمین و سرد شدن آن و شروع عصر یخبندان می گردد. دانشمندان همچنین پیش بینی کرده اند که فوران یلوستون از سه تا ده روز به طول می انجامد و در طول این مدت بیش از 29 میلیون نفر بطور مستقیم و با خاکسترها آتشفشانی و گاز و مواد مذاب کشته خواهند شد. اما از همه مهمتر اینکه این آتشفشان ممکن است بطور ناگهانی شروع به فعالیت کرده و در این صورت راه گریزی وجود نخواهد داشت.

آیا یلوستون دوباره فوران خواهد کرد؟

این سئوال مهمی است که دانشمندان سعی دارند به آن پاسخ بدهند .  تحقیقات دانشمندان نشان می دهد که بر خلاف سایر آتشفشانها که سطح مواد مذاب در آن گاهی بالا آمده و زمانی دیگر فروکش می کند، یلوستون در سالهای اخیر همواره با بالا امدن سطح دهانه آتشفشان همراه بوده . میزان این بالا آمدگی در سه سال اخیر ، سالیانه 8 سانتی متر بوده که سه برابر بیش از سالهای قبل از آن است و نشان می دهد فشار فوق العادی از قسمتهای زیرین به آن وارد می شود و ضمنا فروکش هم نداشته است. بالا امدن ارتفاع یلوستون در قبل از 2003 سالیانه 2 تا 2.5 سانتی متر بوده است . زلزله های شدید با درجه بالاتر از 3.5  که به شکل منظم در عمق نزدیک به زمین علامت دیگری برای آغاز فعالیت های یلوستون است. از سویی دیگر فوران آبهای جوشان و خشک شدن درختان و گیاهان سبز و بالا رفتن حرارت زمین در برخی نقاط کالدرا تا 200 درجه سانتی گراد نشان از نزدیک بودن فعالیت این آتشفشان است. همچنین تصاویر هوایی نشان می دهد که سطح مواد مذاب در دهانه یلوستون به سه کیلومتری زیر پوسته رسیده است .

مرکز ژئوفیزیک آمریکا آمار زلزله های این منطقه را مرتب در سایتی ثبت می کند ، این سایت نشان می دهد که از اواخر سال 2008 و تا پایان فوریه شدت زلزله ها و تعداد آنها و نیز عمق زلزله های منطقه یلوستون تغییرات زیادی را نسبت به قبل نشان می دهد.

 

عکس : نحوه فوران آتشفشان یلوستون

گزارشی از آخرین فعالیتهای یلوستون:

نیمه اول فوریه 2010 یلوستون شاهد زمین لرزههای زیادی در منطقه مدیسون در نزدیکی حاشیه شمال غربی دهانه کالدار بوده است. میزان این لرزشها از 15 تا 17 ژانویه افزایش داشته است . تا 25 فوریه تعداد 1809 زلزله در کل منطقه کالدرا ثبت شده است که شامل 14 زلزله با قدرت بیش از 3 درجه و 136 زلزله با قدرت بین 2 تا 3 درجه و 1119 زلزله با قدرن 1 تا 2 درجه و 540 زلزله با قدرت کمتر از 1 بوده است .لازم به ذکر است اگر شدت زلزله به 4 برسد علامتی هشدار دهنده برای تخلیه محیط اطراف یلوستون خواهد بود. لرزشهای یلوستون از اواخر سال 2008 و اوایل سال 2009 شدت بیشتری پیدا کرده بطوریکه در فاصله یک هفته از تاریخ 28/12/2008 تا 2/1/2009 بیش از 252 زلزله در یلوستون ثبت شده است . دانشمندان معتقدند افزایش زلزله ها دلیل بر بیدار شدن این آتشفشان است و شروع یک فوران عظیم است.

هر چند جهات منابع رسمی در آمریکا از بیان واقعیت این آتشفشان خودداری می کنند اما سیل عظیم اطلاعات زمین شناسان و متخصصین در اینتر نت نشان می دهد که گریزی از این موضوع وجود ندارد و دیر یا زود فوران یلوستون اغاز خواهد شد و چنانچه فوران آن آغاز گردد ، کره زمین شاهد زمستانی سرد و طولانی خواهد بود.

خلاصه:

اگر یک بار دیگر روایات عصر ظهور را مرور کنیم می بینیم که در رمضان سال ظهور و یا قبل از آن سه خسف اتفاق می افتد، خسف در مشرق ، خسف در مغرب و خسف در شبه جزیره که سپاه سفیانی در منطقه بیداء را به درون می کشد  که در مقاله مربوط به زلزله شام در باره آن توضیح داده شد . در روایات همچنین سخن از آتشی از مشرق است که سه تا هفت روز زبانه می کشد که در بخش دوم این مقالات از آن سخن رفت و احتمال دارد یکی از دو آتشفشان توبا و یا تامبورا در اندونزی باشد. اما در روایات از خسفی در مغرب هم یاد شده که می تواند مربوط به آتشفشان یلوستون و یا آتشفشان شمال شرق کالیفورنیا باشد. این منطقه نیز اخیرا شاهد زلزله های زیادی بوده است. ارتباط خسف با زلزله و آتشفشان مشخص است . یعنی در هنگام آتشفشان، با خروج مواد مذاب از زیر زمین فضایی خالی ایجاد می شود که باعث می شود منطقه فوقانی آن بخش را به زیر بکشد و این خسف با زلزله و صدایی مهیب همراه است.

غیر از روایات اسلامی ، غربیها به روایاتی در کتاب مقدس و نیز پیشگوییهای معروف اشاره می کنند که نشان از فعال شدن این آتشفشان در آخرالزمان است. البته غربیها معتقدند که فوران یلوستون  مصادف با پایان حیات بر روی زمین است.

در روایات اسلامی و قرآن نیز پایان جهان همراه با دودی غلیظ است که کرده زمین را فرا می گیرد و در قرآن کریم در سوره دخان نیز به آن اشاره شده است.

آیا این آتشفشان می تواند یکی از صیحه های پنجگانه آخر الزمان باشد؟

آیا فوران یلوستون همان تعبیر  خسف در مغرب است که همراه با صیحه و زلزله در سال قبل از ظهور اتفاق می افتد؟

آیا یلوستون عذابی برای فساد اخلاق جامعه آمریکا و افزایش همجنس بازی و سایر گناهان آن است؟ و یا پاسخی الهی به ظلم و گردنگشی و طغیان چند صد ساله این امپراتوری عظیم قرن است؟ همانطور که قرآن وعده داده خداوند اقوام گردنکش و طغیانگر را با صیحه ای خاموش و نابود می سازد ؟

آیا یلوستون لشگر الهی برای شکست طاغوت و زمینه سازی قیام مهدی موعود (عج) خواهد بود؟


الله اعلم و اعلی. همه اینها فرضیاتی علمی است که بر اساس تاریخ و آنچه پیش از این اتفاق افتاده بررسی شده . آینده را کسی جز خدا و اولیائش نمی دانند و تلاش ما برای آگاهی دادن در باره اتفاقاتی است که ممکن است در آینده به وقوع بپیوندد . حوادث آخر الزمان بسیار حیرت انگیز و ترسناک و سریع خواهند بود . اما اگر از آن آگاهی داشته باشیم می توانیم با آرامش بیشتری با آنها مواجه گردیم .
برای آگاهی بیشتر در باره یلوستون می توانید فیلمهای زیر را از یوتیوب مشاهده کنید:

http://www.youtube.com/watch?v=FOn3wkehluk
http://www.youtube.com/watch?v=WmqhTxKdOBA
http://www.youtube.com/watch?v=3iuu8t5az2I
http://www.youtube.com/watch?v=yD_ODGoOPRM
http://www.youtube.com/watch?v=jVQt_G4RxXQ

http://www.youtube.com/watch?v=WF-RKzqNtz0&feature=PlayList&p=83F6492FA7EACDEA&index=0&playnext=1

برخی منابع:

http://www.earthmountainview.com/yellowstone/yellowstone.htm

http://volcanoes.usgs.gov/yvo/activity/

http://en.wikipedia.org/wiki/Yellowstone_Caldera

ادامه دارد...




طبقه بندی: آخرالزمان وظهورونشانه ها، 
نگارش در تاریخ شنبه 7 فروردین 1389 توسط میثم کریمی | نظرات ()
4- محل خروج او وادی یابس خواهد بود.

آنچه که روایات بر آن تاکید دارند و مورد قبول همه است که این که سفیانی از شام خروج خواهد کرد ، شام شامل 5 قسمت سوریه ، اردن ، حمص ، حلب و فلسطین است ، اشتباهی که در طی سالیان گذشته در مورد محل خروج سفیانی روی داده است این است که شام مساوی با سوریه و دمشق انگاشته شده است در حالی که شام شامل 5 قسمت مختلف است و خروج سفیانی از هریک از این 5 منطقه می تواند رخ دهد در حالی که اکثریت قریب به اتفاق روایات محل خروج سفیانی را وادی یابس ( بیابان خشک و سوزان ) می دانند ، روایتی وجود دارد که آمدن او را از سمت دمشق ( نه خود دمشق) می داند.

امیرالمومنین :

« او از فرزندان ابوسفیان است ، به سرزمین آرامش و آسایش وارد می شود و بر منبر آن تکیه می زند » بحار ج 52 ص 205

از قدیم الایام دمشق بعنوان سوریه به سرزمین آرامش و آسایش (ارض قرار و معین )معروف بوده است. روشن است که در این حدیث امام علی(ع) می فرماید که به این سرزمین (دمشق) وارد می شود و نه اینکه از آنجا قیام کند و اکثر روایات شریف نیز اشاره دارند که سفیانی به دمشق وارد می شود.

رسول اکرم(ص) :

« در آن هنگام بی درنگ از وادی یابس ( بیابان خشک و سوزان) خروج کرده وارد دمشق می شود» بشاره الاسلام ص 86 و 106

حضرت علی(ع) : « ... و چون چنین شد پس هند جگر خوار از « وادی یابس » (دره خشک ) شورش می کند تا اینکه بر منبر دمشق قرار بگیرد ، وقتی چنین شد ، منتظر قیام مهدی(عج) باشید .. » الغیبه شیخ طوسی ص 277

اما وادی یابس کجاست؟

آیا وادی یابس که محل خروج سفیانی ذکر شده است ، می تواند محل خروج عبدالله دوم ، پادشاه دوم نیز باشد؟!

وادی یابس به به احتمال قریب به یقین در منطقه جنوب غربی سوریه و شمال اردن در منطقه ای بنام حوران قرار دارد ، حوران منطقه ای خشک و سوزان می باشد. که در معنی نیز همین حقیقت را معنی می دهد. جالب است که حوران در زبان عبری نیز معنای "دره خشک" را می دهد.

حوران با وجود اینکه در برخی مناطق دارای پوشش گیاهی خوبی دارد با این وجود دره های خشک و سوزانی نیز دارد.

دو نکته مهم که بر انطباق حوران بر وادی یابس صحه می گذارد این است که اولا شهر حوران که در شمال اردن واقع است دارای ساکنینی می باشد که اکثریت آن را دروزیها تشکیل می دهند و دروزیها طایفه ای هستند که بنا به سابقه تاریخی می توانند همان طایفه کلب باشند که اینک نیز دشمنی عمیقی با شیعیان داشته و رابطه نزدیکی با اسرائیل و پادشاه اردن دارند.

منبع : ویکیپدیا

اردن اصولاً کشوری خشک و بایر است ، مخصوصا در شمال این کشور در منطقه حوران که مشترک بین سوریه و اردن می باشد

نکته مهم و جالب دیگر این است که بر خلاف جنگهای قدیمی که در آن زمان به علت مشخص نبودن دقیق مرزها مکان خروج کاملا مشخص نبود ، الان اگر جنگی بخواهد بین دو کشور صورت گیرد باید از نقطه صفر مرزی آغاز گردد و واقع شدن منطقه حوران در نقطه صفر مرزی اردن و سوریه این احتمال را به شدت تقویت می کنند ، که حوران بعنوان نقطه خروج سفیانی همان وادی یابس مورد اشاره روایات شریف است.

وادی یابس در نقطه صفر مرزی اردن و سوریه

حوران در عربی و عبری همانند « وادی یابس»به معنای دره خشک است

ساکنان شهر حوران بعنوان یکی از شهرهای منطقه حوران اکثراً دروزی مسلک هستند که بعنوان خانواده بنی کلب مطرح هستند.

منطقه حوران در نقطه صفر مرزی بین سوریه و اردن قرار دارد و این به زیبایی مفهوم آغاز حمله و خروج پادشاه اردن بعنوان سفیانی را قابل درک می سازد.

5- دشمنی عمیق سفیانی با شیعیان و اهل بیت(ع)

 

و انطباق کامل آن با پادشاه اردن

 

                      

 

روایات شریف بیان می دارند که اصلی ترین گروهی که توسط  سفیانی قتل عام خواهند شد ، شیعیان هستند ،که این موضوع از کینه و عداوت سفیانی با شیعیان حکایت دارد

و البته دشمن اصلی سفیانی نیز شیعیان ایران و یاران سید خراسانی و یمانی می باشند که از آنها شکست خواهد خورد .

 جنایات بیشمار و وحشتناک لشگریان سفیانی  در میان شهرهای عراق غیرقابل باور است. کشتار وسیع ، سربریدن های گسترده ، شکافتن شکم زنان حامله ، پختن کودکان در دیگهای بزرگ و ... به راستی که وحشتناک است و از عمق کینه سفیانی از شیعیان حکایت دارد.

سه عامل مهم را می توان در کینه عمیق سفیانی نسبت به شیعیان و اهل بیت(ع) دخیل دانست ، اول اینکه همانگونه که روایات شریف اشاره دارند ، نسب سفیانی از امویان است و امویان از قدیم الایام به دشمنی به شیعیان و ذریه رسول الله (ص) معروف می باشند ، دوم اینکه سفیانی دارای خلق و خو و پرورش غربی و یهودی است که در تضاد و دشمنی کامل با فرهنگ شیعی قرار دارد و البته حامیان غربی و یهودی سفیانی او را به انجام این جنایات تشویق و ترغیب می نمایند.

سوم : سفیانی می داند که دشمن و مانع اصلی او در کشورگشائیهایش شیعیان هستند ، لذا تلاش دارد که با ایجاد وحشت در آنها این مانع را از میان بردارد.

امام صادق(ع) در رابطه با این دشمنی عمیق و تاریخی سفیانی با ائمه اطهار(ع) می فرماید :

« ما و اولاد ابوسفیان دو خاندان هستیم که به خاطر خدا با یکدیگر دشمنی داریم. ما گفتیم که خداوند راست می گوید و آنها گفتند که خداوند دروغ گفت. ابوسفیان به جنگ پیامبر برخواست و معاویه فرزند ابوسفیان به جنگ علی بن ابیطالب رفت و یزید پسر معاویه به نبرد با حسین بن علی(ع) پرداخت و سفیانی به مصاف قائم(عج) برمی خیزد » بحار ج 52 ص 190

امام باقر(ع) :

 « گویا من سفیانی (یا رفیق او) را می بینم که در سرزمینهای سرسبز کوفه اقامت گزیده و منادی او ندا دهد ، هرکس سر یک تن از شیعیان را بیاورد ، هزار درهم پاداش اوست ... » بحار ج 52 ص 215

 

کینه عمیق خاندان پادشاهی اردن و عبدالله دوم نسبت به شیعیان!

 

۱-عبدالله دوم ، طراح توطئه  « هلال شیعی »

۲- پناه دادن گروهک تروریستی منافقین

۳- حضور فعال در ترور " عماد مغنیه "

۴-  ترور سید عبدالعزیز حکیم در ضیافت پادشاه اردن

۵- حضور فعال در جنگ عربستان و شیعیان یمن و اعزام 2000 کماندو ورزیده برای سرکوب شیعیان

۶- دشمنی دیرینه با حزب الله لبنان و ایران

۷-  سختگیری و بدرفتاری شدید با شیعیان بومی و آواره در اردن

۸- واکنش گستاخانه به فرمایشات مقام معظم رهبری(مدظله)

۹-  آغاز جنگ ایران و عراق با شلیک گلوله توپ توسط ملک حسین 

۱۰ - روابط گسترده با دشمنان تشیع در خاورمیانه

 

 

عبدالله دوم ، طراح توطئه « هلال شیعی »

 

         

 

پادشاه اردن و اربابان او که در نظر داشتند بعد از فتح عراق حکومتی دست نشانده و مطیع و در صورت امکان لائیک و غیر شیعی در این کشور بر سر کار بیاید ، بعد از حضور گسترده و فعال شیعیان در انتخابات عراق و بر سرکار آمدن دولتی پایبند اسلام و تشیع با طرح نظریه " هلال شیعی " عمق ناراحتی و کینه خود را از شیعیان نشان داد ، وی در این نظریه به اهل سنت هشدار می دهد که شیعیان در منطقه خاورمیانه از ایران و عراق و لبنان و یمن و ... در حال قدرت گیری هستند و به طور غیر مستقیم در نظر دارد که اهل تسنن را برای مقابله با شیعیان تحریک کند که البته دکتر احمدی نژاد نیز در سفر به سوریه در جمع گروههای مقاومت فرمود که هلال شیعی اکنون کامل شده و به قرص تمام تبدیل گردیده است ، جالب است که در اردن عبدالله را با کنایه بنام " ابوهلال " می شناسند.

بعد از اظهارات پادشاه اردن موج بزرگی در کشورهای منطقه و جهان به مستمسک قرار گرفتن این نظریه ایجاد شد.

 

پناه دادن به گروهک تروریستی منافقین :

 

     

 

 در حالی که گروهک منافقین با سابقه صدها جنایت بزرگ در پرونده خود بعنوان دشمنان خونی شیعیان ایران مطرح هستند ، ملک عبدالله دوم با آغوش باز و با تامین مایحتاج آنها و اختصاص مکان استقرار و تامین تجهیزات آنها دشمنی آشکار خود را با شیعیان مخصوصا شیعیان ایران نشان می دهد.

 

حضور فعال در ترور " عماد مغنیه "

 

 

برخی اطلاعات حاکیست که عماد مغنیه ، فرمانده اسطوره ای حزب الله لبنان و  نفر دوم این حزب  الهی  و دشمن درجه ۱ آمریکا و اسرائیل که ۲۵ سال سرویسهای اطلاعاتی موساد و سیا و ... در مقابله با او به زانو درآمده بودند در نهایت به دست دستگاه اطلاعاتی اردن ترور شد ، و برخی گزارشها نیز از حضور فعال اردن در این ترور خبر می دهند ، که در هر حالت از کینه عمیق و دشمنی خاندان پادشاهی اردن و شخص عبدالله دوم از گروههای شیعی که به محبوب ترین چهره ها در میان ملتهای اسلامی تبدیل شده اند ، حکایت دارد.

 

اعزام نیرو برای سرکوب شیعیان یمن:

 

حضور فعال در جنگ عربستان و شیعیان یمن و اعزام 2000 کماندو ورزیده برای سرکوب شیعیان در حالی که بسیاری از کشورهای همسایه عربستان مانند کویت و بحرین و ... قدمی در این زمینه برنداشتند ، برای کارشناسان و سیاسیون بسیار عجیب بود.

در حالی که کلکسیون دشمنان خونی شیعه در جنگ با شیعیان یمن شکل می گرفت ، و وهابیت خبیث ، صهیونیسم و آمریکا هر یک به نوعی در آن حضور داشتند ، اعزام 2000 کماندو اردنی برای سرکوب شیعیان یمن ، علاوه بر اینکه غرور و تمایل عبدالله برای نشان دادن قدرت خود را می رساند ، از کینه و دشمنی عمیق عبدالله با شیعیان پرده برمی دارد.

البته علاوه بر دشمنی با شیعیان یکی از عللی که می توان برای اعزام کامندوهای اردنی در نظر گرفت این است که عبدالله دوم نمی توانست ببیند که سرزمین آباد و اجدادی او در خطر باشد و برای حمایت از آن نیروهای خود را اعزام کرد ؛ در این صورت تصور کنید بعد از مرگ عبدالله و ایجاد هرج و مرج در عربستان ، عبدالله تا چه اندازه برای دخالت در عربستان و گرفتن سرزمین آبا و اجدادی خود بیتابی خواهد کرد ؛ در حالی که زلزله شام و ضعف حکومت سوریه بهترین زمینه را برای آغاز حرکت وحشتناک او فراهم خواهد نمود.

 

 

 ترور سید عبدالعزیز حکیم در ضیافت پادشاه اردن:

 



منابع عراقی :

حکیم به این پزشک گفته است در ضیافت عبدالله دوم شاه اردن در جریان سفر به امان در اواسط سال 2007 که به دعوت عبدالله دوم انجام شد، با تعارف وی، قهوه نوشید اما پس از گذشت دو ساعت و نیم از نوشیدن قهوه، درد شدید در معده خود احساس کرد.

وی پس از بازگشت به عراق به پزشک متخصص مراجعه کرد اما وی نتوانست این حالت را تشخیص دهد و گفت حالت ناشناخته ای است ؛ این امر تا جایی پیش رفت که سیدعبدالعزیز حکیم بیش از 20 کیلوگرم از وزن خود را از دست داد و موهایش ریخت و چهره اش رو به زردی گرایید و پیوسته حالت تهوع به وی دست می دهد

 

 سختگیری و بدرفتاری شدید با شیعیان بومی و آواره در اردن

 

 

 

شیعیان بومی اردن که البته تعدادشان کم است در بدترین وضعیت قرار دارند و اجازه هیچ گونه فعالیتی را نداشته و به شدت تحت مراقبت می باشند ،

اظهارات "ع.ز " یکی از شیعیان اردن بسیار قابل تامل است :

یک روز در ماه مبارک رمضان (درحالیکه روزه بودم) جهت گرفتن اقامت به اداره اتباع خارجه اردن مراجعه کردم و در نهایت ناباوری، دربان این اداره به دلیل شیعه بودنم مانع از ورودم شد و عنوان کرد که ما "کفار! " را به این اداره راه نمی دهیم.

 جای تاسف دارد که یک میلیون شیعه آواره عراقی بعد از سالها سکونت در اردن حتی از داشتن مسجد مخصوصص شیعیان محرومند ، از خرید و فروش کتابهای شیعی منع می شوند و در شرایط بسیار بدی بسر می برند.

 

واکنش گستاخانه به فرمایشات مقام معظم رهبری(مدظله)

 

بعد از برخی اهانتهای بهار و تابستان گذشته به زاترین ایرانی بیت الله الحرام توسط  دولت عربستان ، مقام معظم رهبری(مدظله) طی بیاناتی این کشور را به بیاناتی به صورت غیر مستقیم تهدید فرمودند که اگر مسئولان عربستانی بخواهند به رویه گذشته خود در اهانت به زائرین ادامه دهند ، ما واکنش نشان خواهیم داد ، دو کشور در مقابل این فرمایشات آقا موضع گرفتند ، یکی برخی مسئولان عربستان و دیگری مسئولان اردن ، موضع گیری مسئولان عربستانی قابل درک بود زیرا خطاب فرمایشات و تهدیدات آقا آنها بودند ولی مسئولان اردنی چرا واکنش نشان دادند ؟! جز اینکه آنها از شیعیان کینه ای عمیق در دل دارند که نتوانستند آن را پنهان کنند؟! تلاش برای بدنام کردن شیعیان چیزی است که مسئولان اردنی در هر فرصتی به دنبال آن هستند.

 

دشمنی دیرینه با حزب الله لبنان :

 

موضع گیریهای آشکار عبدالله دوم و مسئولان اردنی بر ضد حزب الله و تروریست خطاب کردن این حزب محبوب شیعی در پیدا و پنهان ، اعزام گروههای مخالف حزب الله به اسرائیل از طریق اردن و عدم اجازه برای تاسیس دفتر و کوچکترین فعالیت حزب الله در اردن و حضور فعال در ترور فرمانده بزرگ و اسطوره ای حزب الله ، عماد مغنیه ، همه و همه از مخالفت و دشمنی عبدالله دوم با تشیع و خصوصاً شیعیان لبنان دارد.

 

آغاز جنگ ایران و عراق با شلیک گلوله توپ توسط ملک حسین 

 

 

و موضوع عجیب دیگر این است که  پدر عبدالله دوم یعنی ملک حسین با شلیک گلوله توپی در حضور صدام افلقی در ابتدای جنگ عملاً آغازگر جنگی بزرگ بر علیه شیعیان بود تا بار دیگر فرمایش امام صادق(ع) محقق شود در جنگ دائمی امویان و شیعیان.

حضور گسترده نیروهای اردنی در جنگ علیه ایران چیزی بود که به عینه مشاهده می شد و تعداد زیاد اسرای اردنی نشان از حضور گسترده اردن در جنگ بر علیه ایران شیعی داشت و علاوه بر آن انواع حمایتهای خاندان هاشمی از صدام در طول جنگ کاملا مشهود بود.

و این مطلب نشان دهنده عمق کینه و دشمنی خاندان پادشاهی اردن با شیعیان است.

 

روابط گسترده با دشمنان تشیع در خاورمیانه :

 

ملک عبدالله و خاندان پادشاهی اردن روابط گسترده  ، مستحکم و عجیبی با دشمنان تشیع در خاورمیانه دارد . بعثی ها ، دروزی ها ، صهیونیستها  که از دشمنان قدیمی و ریشه ای شیعیان در منطقه می باشند ، هر یک به نوعی با روابط پیدا و پنهان با خاندان پادشاهی اردن بر ضد شیعیان منطقه توطئه می کنند ، ساختن ضریح برای صدام در اردن! ، پناه دادن و همکاری با بعثی ها و آموزش آنها برای عملیات تروریستی در عراق و جلوگیری از قدرت گرفتن حکومت شیعی در عراق ، حمایت گسترده از دروزیهای خاورمیانه در مقابل حزب الله و شیعیان و در آخر انعقاد قراردادهای مختلف همکاری با اسرائیل غاصب  که دشمن اصلی تشیع در خاورمیانه می باشد ، همه و همه نشان می دهد که اردن اینک نقش هماهنگی و سازماندهی گروههای ضد شیعی را بر عهده گرفته است ، و تمام این مسائل از کینه عمیق این خاندان نسبت به شیعیان حکایت دارد ، چیزی که همانگونه که ثابت کردیم در خاندان بنی امیه ، بعنوان اصلی ثابت جریان داشته است.

این کینه و نفرت و دشمنی آشکار عبدالله دوم نسبت به شیعیان بیانگر آن است که این فرد استعداد آن را دارد تا در صورت مساعد بودن اوضاع با آتش کینه ای که در سینه دارد ، شیعیان منطقه را به آتش بکشد.

 

موارد دیگری از دشمنی خاندان هاشمی اردن و عبدالله دوم با شیعیان وجود دارد که مجال پرداختن به آنها در این مقاله نیست. جمع شدن این همه بغض و کینه نسبت به شیعیان در یک خاندان واقعاً بی نظیر و شگفت آور است!

بروز این دشمنی عجیب ، نشان از کینه و دشمنی عمیق عبدالله دوم با شیعیان دارد دقیقاً همان صفت برجسته ای که سفیانی از آن برخوردار است و بر پایه آن جنایات هولناکی بر علیه شیعیان عراق انجام خواهد داد.

آیا می توان قبول کرد که عبدالله دوم مرتکب جنابات فجیعی چون سربریدن گسترده و شکم دریدن و ... گردند؟! مروری بر جنایات سپاهیان صدام در جنگ تحمیلی و جنگهای دیگر مانند بوسنی و هرزگوین نشان می دهد که انسانهای شیطان صفت در زمان جنگ از حالت عادی خارج شده و ماهیت شیطانی خود را نشان می دهند ، در حالی که افراد معتقد به حق حتی در هنگام جنگ از افراط خودداری می کنند ، اما لشگر کفر بنا به دلایل متعدد از هیچ گونه جنایتی رویگردان نیستند ، مثلاً در نظر دارند تا با انجام قتل عام گسترده و کشتارهای فجیع موج رعب و وحشت ایجاد کنند و از این طریق بر روحیه دشمنان خود اثر بگذارند ، علاوه بر اینکه جنون همراه با ترس نیز در انجام این جنایات دخیل است و اگر اینها همراه با کینه ای قدیمی از شیعیان باشد ، آن وقت پذیرش امکان وقوع آنها آسان است.

 

مرور این دشمنی عجیب عبدالله دوم و خاندانش با شیعیان نشان می دهد که پادشاه اردن زمینه این را دارد که در صورت به وجود آمدن فرصت و مساعد بودن زمینه ، و آغاز جنگ ، جنایات بزرگ سفیانی بر علیه شیعیان که یکی از صفات برجسته او و لشگریانش است را به طور کامل به نمایش بگذارد!

 

قسمت سوم و آخر مقاله انشاالله شنبه آینده!

التماس دعا 

تاریخ : ۶/۱/۸۹




طبقه بندی: آخرالزمان وظهورونشانه ها، 
نگارش در تاریخ شنبه 7 فروردین 1389 توسط میثم کریمی | نظرات ()
آیا پادشاه اردن همان سفیانی عصر ظهور است؟! (قسمت دوم)

بررسی انطباق صفات سفیانی بر عبدالله دوم

 

(قبل از اینکه زلزله ای مهیب رخ دهد ، بسیاری نمی توانند رخ دادن حوادث وحشتناک را  تصور کنند ، اما بعد از مدتی با چشمان خود آنچه را باور نداشتند ، خواهند دید!)

با سلام و درود بر همه عزیزان

ما در قسمت اول ثابت کردیم که عبدالله دوم از خاندان پادشاهی اردن برای آغاز جنایات خود در خاورمیانه ، سوریه ، عراق و عربستان ( همان منطقه ذکر شده برای جنایات سفیانی!) دارای دلایل و انگیزه ای قدرتمند است ، در قسمت قبل دیدیم که حسین شریف جد چهارم عبدالله دوم که از طوایف مطرح مکه بود و خود را منتسب به اهل بیت(ع) می کرد و ادعای خلافت بر کشورهای اسلامی را می نمود ، با وعده و وعید استعمار با نیروهای خود قیام کرد و کشورهای عرب خاورمیانه را به کمک نیروهای خارجی از سلطه حکومت ضعیف شده عثمانی بیرون آورد و تا مدتی نیز خود و پسرانش کشورهای عربستان و عراق و سوریه و اردن را در اختیار داشتند و بر آنها حکومت می کردند تا اینکه آل سعود به کمک انگلیس در عربستان قدرت گرفت و حسین شریف و خاندانش را از عربستان بیرون انداخت! و کشورهای سوریه و عراق نیز از دست خاندان حسین شریف خارج شد. و بدین ترتیب عقده ای بزرگ در دل این خاندان برای باز گرداندان میراث خانوادگی خود که حکومتهای عراق و سوریه و مخصوصا عربستان(بعنوان سرزمین آبا و اجدادی) شکل گرفت که نسل به نسل منتقل شد.

(عبدالله دوم با داشتن پشتوانه ای تاریخی قوی ترین انگیزه را برای آغاز جنگ  در خاورمیانه و بازپس گیری ارث خیالی خاندان خود  دارد)

همچنین نشان دادیم که بیش از یک دهه است که استکبار به این نتیجه رسیده است که برای تداوم سلطه خود بر خاورمیانه باید بار دیگر مانند ۱۰۰ سال قبل چهره جغرافیایی این منطقه به کلی دگرگون شود و کشورهای جدیدی ایجاد گردد و ...  عرض شد که مرحله اول این نیت شوم که به خاورمیانه جدید معروف بود بعد از حمله آمریکا شروع شد و در نهایت با مقاومت جانانه و تسلیم نشدن ایران شکست خورد ، مرحله دوم آن با حمله اسرائیل به حزب الله آغاز شد و باز با جنگ دلاورانه حزب الله و شکست اسرائیل ، مرحله دوم نیز شکست خورد و تنها مرحله سوم آن به رهبری اردن باقیمانده است که البته با حمایت آمریکا و اسرائیل اجرا خواهد شد و عبدالله دوم نقش خود را بعنوان سفیانی در اجرای این طرح شیطانی بروز خواهد داد.

( طرح خاورمیانه جدید بهترین فرصت برای عبدالله دوم برای رسیدن به آرزوهای بزرگ!)

در این قسمت ما ضمن بیان صفاتی که روایات شریف برای سفیانی ذکر فرموده اند ، نشان خواهیم داد که تمام این صفات و نشانه ها بر عبدالله دوم منطبق می باشند و پادشاه اردن همان سفیانی روایات عصر ظهور است. 

سفیانی کیست؟



ادامه مطلب
طبقه بندی: مهدویت،  آخرالزمان وظهورونشانه ها، 
نگارش در تاریخ شنبه 7 فروردین 1389 توسط میثم کریمی | نظرات ()

اوضاع عراق در آستانه ظهور

سرزمین عراق در عصر ظـهور بـر طبق  روایـات  معتبر  کانـون  تحـولات  بسیـار  مهمی  اسـت  و منشا، معبر ومحل برخورد اکثر قیامهای دوران ظهور است . حـاکم ستمگری كـه در عراق حكومت دارد  در نزدیکی ظـهور از  ایـن مکان  جـنگ  را آغاز می کند . سفیانی بعد  از کودتـا  در سوریه سرزمین عراق را فتح می کند سیـد خـراسانی  بعـد از قیـام به  سـوی عراق حرکت می کنـد و امـام زمـان (عج ) نیز بعد از قیام در مکه به سمـت عـراق پیـش می رود  و سرانجام پس از پیروزینهایی مرکز حکومت خود را در کوفه قرار می دهد . در شرایط فعـلی نیز لحظـه به لحظـه عـراق  به سمتتحـولات عظیـم و مهم پیـش مـی رود  و آنگونه که  از روایـات ذکر شـده است در حـال تبدیل شدن به مرکزتحولات جهانی در  عصر ظهور می باشد . امـام علی(ع)در مورد تحولات و  فتح عراق در زمان  ظهور می فرماید: … قلعه ها  را  بگشایند  عراق  را  فتح  کنند  هر  اختلافی را با خـونریزی پـاسخ گـویند در چـنین زمـانی ظهورصاحب الزمان (عج)  ر ا  انتظار کشید … حوادث جانکاهو کمـرشکنی روی دهـد شکافـنده هـا ( موشـک ها )بشکافند تیزپروازان( هواپیـماها) به پـرواز درآیند … عراق  را فتح کنند  هر اختلافی را با خونریزی پاسخ گویند ( بشاره الاسلام ص74) حضـرت در اشـاره بـه خـروج سفیـانی در نهـج البـلاغـه مـی فـرمایند: گـویا او را می بینـم  که  در شـام فـریاد برداشته و با پرچم هایشدر حول و حوش کوفـه مـی گـردد  و بـه اهـل کـوفـه همچـون شتـر سرکـش رو می آورد زمین را از  سرهایبریـده فـرش می کند دهانـش گشوده قدمش  در زمینسنگـین جـولانش گسـترده  و هیبتش عظیم است. به خـدا قسـم شمـا را در ایـن طـرف و آن  طـرف زمینپـراکنـده می کند تـا از شـما جـز به مانند باقی ماندهسـرمه در چـشم بـاقی نـماند این برنامه  ادامه دارد  تا عرب  بر سر عقل  آید  (نهـج البلاغه خطبه 138)  در  نامه امام زمان(عج) به شیخ  مفید(ره ): ... گروههایی  منحرف از  اسـلام  بر عراق  تسلط یابند و با کردارهای زشت خودموجـب کمبـود ارزاق (مـحاصره اقتـصادی) در عـراقمـی شـوند. سـپس بـا هـلاکت طـاغوتـی از طواغیتاین فاجعه بر طرف می شود... (بحارالانوار ج 53 ص 175)اوضـاع فعـلی عـراق نشـان مـی دهـد که ما چقدر به ظهور نزدیک شده ایم.




طبقه بندی: مهدویت،  آخرالزمان وظهورونشانه ها، 
نگارش در تاریخ پنجشنبه 5 فروردین 1389 توسط میثم کریمی | نظرات ()

آیا عبدالله دوم همان سفیانی عصر ظهور است؟!

 عبدالله دوم و رویاهای بزرگ!

آیا عبدالله دوم وارث حکومت عربستان ، عراق و سوریه است؟!

عبدالله دوم و خاورمیانه جدید!

آیا عبدالله مجری خاورمیانه جدید است؟!

آیا ارتش اردن می تواند طرح خاورمیانه جدید که آمریکا و اسرائیل نتوانستند آن را محقق سازند ، اجر کند؟!

شکست خاورمیانه جدید و شکل گیری خاورمیانه اسلامی!

با سلام و درود بر همه عزیزان

و عرض معذرت  به خاطر طولانی شدن انتظار مقاله

ما مقاله سفیانی را به علت زیاد بودن در سه قسمت ارائه خواهیم کرد

همانطوریکه وعده داده بودم قسمت اول مقاله سفیانی منتشر شد ، قبل از اینکه ما به بخش اول که بررسی بستری است که در آن عبدالله دوم بعنوان سفیانی ، جنایات خود را آغاز خواهد کرد ، بپردازیم ، بار دیگر توجه عزیزان را به این نکته مهم جلب می کنم که مقام معظم رهبری(مدظله) در اول فروردین امسال در حرم امام رضا(ع) فرمودند :

تدبیر و شجاعت  دو عنصر کاملاً ضروری در مقابله با دشمنان است.

می بینیم که رهبری عزیز مسائلی مانند مصلحت سنجی و راههای دیگر را در مواجهه با دشمن مطرح نفرمودند ، تدبیر و شجاعت ، ما تلاش کردیم تا در مقاله ضرورت افشاء چهره سفیانی ،  میزان عقلانی بودن افشاء چهره این مزدور استکبار را بررسی کنیم و سود و زیان آن را بسنجیم که دلایل عقلانی ، این افشاگری را تایید نمود.

مقاله ضرورت افشاء چهره سفیانی با دلائل ده گانه

فلذا بعد از اینکه ولی امر مسلمین  لزوم داشتن عامل دیگر یعنی شجاعت را نیز از ضررویات مواجهه با دشمن ذکر فرمودند ، به اینکار مصمم تر شدیم.

البته به خوبی می دانیم که ما معمولاً در مواجهه با دشمن عنصر تدبیر را تا حدودی داریم ولی چیزی که در عصر ما تا حدود زیادی کمیاب است ، عنصر شجاعت است ، ما با ذکر کوتاه دو نمونه عجیب ، اهمیت فوق العاده شجاعت در برخورد با دشمن را متذکر شده و به ادامه بحث می پردازیم.

 

در 13 آبان 58 ، در حالی که لانه جاسوسی آمریکا به امید براندازی نظام به شدت به جاسوسی و خرابکاری مشغول بود ، عده ای از دانشجویان شجاع و وقت شناس و بیدار در حرکتی انقلابی این پایگاه شیطان بزرگ را فتح کردند ، در حالی که بسیاری از مسئولین به محکوم کردن این اقدام شجاعانه پرداخته و عده ای نیز با ترس از عواقب وخیم آن در سکوت فرو رفته بودند ، امام عزیز(ره) در سخنرانی تاریخی خود این حرکت متهورانه جوانان انقلابی را تایید و انقلاب دوم نامید.

  

 در تابستان 2006 ناگهان خبری جهان را شگفت زده کرد و در حیرت و ترس فرو برد ، رزمندگان حزب الله لبنان در حرکتی غیرقابل پیش بینی و شجاعانه به نیروهای اسرائیلی حمله کرد و ضمن به هلاکت رساندن تعدادی ، دو نفر را نیز به اسارت گرفتند ، جنگی بسیار شدید آغاز شد و بسیاری از دوستان و علاقه مندان به حزب الله در صحت این اقدام تردید داشتند ، اما وقتی پرده ها کنار رفت و آشکار شد که این اقدام شجاعانه و پیش دستانه حزب الله برنامه های دشمن برای حمله قریب الوقوع به حزب الله را قبل از آغاز به شکست کشاند ، بسیاری زبان به تحسین گشودند ، حزب الله هرچند متحمل هزینه های بسیاری شد ، اما در مقایسه با هزینه ای که در صورت عدم حمله پیش دستانه باید می پرداخت ، بسیار کم بود. جنگ با پیروزی حزب الله به پایان رسید و محبوبیت این حزب خدایی و رهبر الهی آن به قلوب تمامی مسلمانان اعم از شیعه و سنی نفوذ کرد.

 

بررسی و تامل در احادیث شریف ما را به این نتیجه می رساند که تاکید زیاد ائمه اطهار(ع) بر ذکر بسیاری از صفات و خصوصیات دقیق سفیانی (که در مقایسه با سایر شخصیتهای ظهور بی نظیر است) ، هدفی جز آگاه سازی مسلمین و رسوا شدن سفیانی و جریان و حامیان او ندارد و قطعاً این امر آثار و برکات زیادی در کمتر شدن خسارات فتنه او به دنبال خواهد داشت . ما با این دیدگاه، این افشاگری را به حول و قوه الهی آغاز می کنیم و یقین داریم که خداوند به فضل خود دشمنان را منکوب کرده و یاران حق را نصرت خواهد فرمود.

انگیزه سفیانی از آغاز کشتار وحشتناک چیست؟

آیا عبدالله دوم می تواند در عصر حاضر که جنایتکاران جنگی دیر یا زود محکوم می شوند ، انگیزه ای قوی برای کشتاری وحشتناک داشته باشد؟

 

ما قبل از اینکه به انطباق صفات دهگانه سفیانی بر عبدالله دوم بپردازیم ، در ابتدا مهمترین خصوصیت سفیانی یعنی انگیزه و هدف او را از قیام و جنایاتش مورد بررسی قرار داده و میزان انطباق آن را در مورد عبدالله دوم می بینیم.

 

روایات شریف انگیزه مشخصی را برای سفیانی در خروج و جنایاتش ذکر نفرموده اند ،

هرچند روایات از رابطه سفیانی با یهود و غرب پرده بر می دارد و او را مزدور آنها می داند و این احتمال هست که سفیانی بدون داشتن هیچ انگیزه مشخصی و صرف اینکه فقط مزدور است و مامور به انجام نقشه ، قیام کند و یا اینکه کینه و نفرتی که از شیعیان دارد او را وادار به انجام جنایات نماید ، اما تاریخ  نشان می دهد که شیوه جبهه باطل در این است که در هنگامی که مزدوری را به انجام ماموریتی می گمارد برای تضمین پیروزیش ، وعده های بزرگ راست و دروغ زیادی  به او  می دهد که در تاریخ نمونه های بسیار دارد.  

البته دو حدیث وجود دارد که تا حدودی روشن گر است

رسول اکرم (ص)

(سخن سفیانی و لشگر او در هنگام جنگ) :

« ... خدایا خدایا اول انتقام وانگهی آتش ، خدایا خدایا آتش را می پذیریم ولی ننگ و شرم و سازش را نمی پذیریم ...»  بحار ج 52 ص 249 –  غیبت نعمانی ص 164

علت اصرار سفیانی و لشگر او بر انتقام چیست؟ آیا تنها انتقام از شیعیان مدنظر است و یا افراد دیگری نیز هستند که سفیانی در صدد انتقام از آنهاست و چرا؟

ننگ و عاری که سفیانی تلاش دارد به آن پایان دهد و آن را نمی پذیرد چیست ؟ آیا تنها شکست از شیعیان در نظر سفیانی ، ننگ و عار است و عامل دیگری در میان نیست؟ و یا می تواند ریشه در یک مسئله تاریخی داشته باشد؟

حدیث عجیب دیگری وجود دارد که تا اندازه ای راهگشاست؟

 در وصف سفیانی داریم :

« او پلیدترین مخلوق روی زمین است که لحظه ای خدا را نپرستیده و مکه و مدینه را ندیده است »

(اجداد عبدالله دوم  از اشراف مکه و حاکم عربستان بودند که توسط آل سعود و توطئه انگلیسی ها شکست خورده و از عربستان رانده شدند ، در واقع عبدالله خود را فرزند حاکم عربستان می داند که حق او و اجدادش به زور غصب شده و در آرزوی بازگشت و انتقام از آل سعود است ، اما روایات شریف بیان می دارند که او موفق به این کار نخواهد شد و (حکومت) مکه و مدینه را نخواهد دید)



ادامه مطلب
طبقه بندی: فتنه گری ها،  دشمن شناسی،  اطلاعات دینی و اسلامی،  آخرالزمان وظهورونشانه ها، 
نگارش در تاریخ پنجشنبه 5 فروردین 1389 توسط میثم کریمی | نظرات ()

از جمله ویژگی های اندیشه شیعی وجود دعاها و نیایشهای گوناگونی است كه همواره بنابر احوال و موقعیتهای متفاوت فردی و اجتماعی بر زبان شیعیان جاری است. این نیایشها كه در واقع بازتابگر واگویه های ژرف درونی و ملكوتی هستند، آدمی را در هنگامه های صعب و دشوار حیات دست گیر بوده و او را به فراسوی خویشتن رهنمون می سازد. فراسویی كه عرصه گذار از «خود» و حریم قدس وجود است. بواقع دعا میانجی گفت وگو با ذات الهی است.از جمله این نیایشها كه در تأثیرگذاری و اهمیت در مجموع دعاهای شیعی شاید نتوان رقیبی برای آن متصور شد، دعاهای امام سجاد (علیه السلام)موسوم به «صحیفه سجادیه» است .صحیفه سرشار از راز و نیازهای عمیق عرفانی و دینی است و در واقع گنجینه ای بی پایان از معارف شیعی بدست می دهد . به مناسبت سالگرد شهادت امام سجاد (علیه السلام)مطلبی در این باره فراهم آمده كه از پی می خوانیم .

 

۱- از ابتدایی ترین الفاظی كه انسان برای گفت وگو با متافیزیكی كه بدان معتقد است تا روحانی ترین و عمیق ترین كلماتی كه بر زبان پیروان ادیان ابراهیمی جاری است، همه را می توان در ذیل عنوان نیایش و دعا جمع آوری كرد و به بازشناسی آن پرداخت.

از آنجا كه انسان را آن چنان كه منطقیان به ما می شناسانند، باید حیوان ناطق نامید، وجه نطق انسان كه همان تفكر و نمود ظاهری آن گفتار است،باید جزء جوهر انسان بدوی و امروزی دانست. این وجه نطق برای انسان تنها یك پل ارتباطی میان خود و محیط پیرامونش نیست، یا به عبارت دیگر پلی بین انسان عینیت یافته و محسوسات دیگر نیست، بلكه انسان از آنجا كه ارتباط وثیقی نیز با متافیزیك خود داشته و دارد باید به دنبال راه برقراری ارتباط با آن سوی خود نیز باشد. ارتباطی كه او را مطمئن كند كسی در آن سوی با او مرتبط می شود، به او آرامش می بخشد و می تواند در لحظات سختی براساس همان اظهار نیاز به كمكش بشتابد و... به این ترتیب نیایش یا دعا در تمامی لحظه های انسان _ چه لحظه هایی كه به عنوان یك عادت بدان دست می یازد چه لحظه هایی كه از سر نیاز به دنبال یك ارتباط است _ وجود دارد و این واگویه شبیه یك نور در تكثر شیشه های رنگی جان و دل انسان دیروز و امروز به رنگ ها و شكل های مختلف _ اما همه متشكل از یك ذات _ تجلی یافته است.

پاره آینه هایی كه گاه اوپانیشادها و ریگ ودا می شود و گاه كتب معتبر مقدسی چون عهد عتیق و جدید و پاره هایی از معجزه جاودانه قرآن و كتبی كه در حاشیه كتابهای مقدس ادیان و ملل مختلف به تحریر درآمده است. اینكه ماكس مولر «وداها» را مربوط به ۱۲۰۰ سال قبل از میلاد و پل تیلیش زمانی بین ۵ تا ۶ هزار سال قبل از میلاد مسیح را تاریخ نوشته شدن این متون مقدس هندی می دانند، خود نشان از آن می دهد كه حتی تاریخ نگارش این متون _ یعنی فاصله زمانی _ تكوینی تبدیل تفكر به گفتار و گفتار به نوشتار- نیز از قدیمی ترین دغدغه های انسان بوده است، انسانی كه به دنبال آن بوده است تا با نواها و نیایش های مذهبی كه حاصل تاملات آگاهان است رابطه ای قوی تر و قویم تر با آن وجود متعالی كه خالق اوست داشته باشد.

 

2- نیایش های انسان در بستر تفكر مذهبی _ همان گونه كه گفته شد _ به انحاء و در سطوت های مختلف آشكار شده است و یكی از علل تنوع این گفت وگوی مهم انسان با وجود متعالی طرز نگاه و بالطبع تأمل در آن وجود متعالی است كه البته این مسئله نیز گاه در تنوع نگاه خود نیز دچار كثرت می شود. آنچنان كه در عهد عتیق ما هم كتاب «جامعه سلیمان» را داریم كه متأثر از فرهنگ هلنیسم است و با تفكری سخته و تاملات دقیق فلسفی همراه است و هم كتاب «مزامیر داود» كه تعبدی خاص را نشان می دهد كه مأخوذ از جامعه شبانی آن روزگار مخاطبان است و از طرفی دیگر كتاب «غزل، غزل های سلیمان» كه نگاهی تغزلی دارد. در حالی كه همه اینها در زیر مجموعه آیین یكتاپرستانه پیامبران بنی اسرائیل وجود دارد كه در آن «یهوه» خدای جبار و منتقم و قهار است و كمتر از آن گونه كه دین حنیف اسلام و مسیحیت به رأفت و مهربانی الله و پدر آسمانی پرداخته اند، عنایت شده است.

همچنین است كه در ادیان این نیایش ها تبدیل به سرودهایی مذهبی شده و بسته به نوع فرهنگ خاصی كه آن دین در آن رشد می كند، خوانده و اجرا می شود.

 

۳- از آنجا كه این نیایش ها واگویه های نهانی انسان است باید همچنین انتظار داشت كه چون انسان دو ساحت معنوی و مادی یا درونی و بیرونی دارد، این واگویه ها نیز ناظر بر ساحات مختلف انسانی باشد و با مطالعه متون و عبارات نیایش وار ادیان مختلف پی به این مهم كه همان بازشناسی تفكر مادی و معنوی ادیان در سیر تاریخی خود است، خواهیم برد. البته از نكات جالب توجه دراین بازشناسی ، مشتركات میان آنهاست، مشتركاتی كه نشان دهنده دغدغه ها و نیازهای مختلف انسان در اعصار گوناگون است. به عنوان مثال از مهمترین درخواستهایی كه در سروده های «ریگ ودا» مطرح است، داشتن فرزندان سالم، كسب روزی، وفور نعمت و باران، پیروزی بر دشمنان، شفای بیماران و... است. همچنین در «مزامیر داود» و «اوستا» طلب رحمت از آسمان، فزونی رمه و سلامتی افراد قوم، نجات یافتن از دشمنان و پیروزی بر آنان... از جمله درخواستهای مادی است.

 

۴- از جمله نیازهای معنوی انسان شناخت است و شناخت وجود متعالی ،مهمترین دغدغه او، و درست به همین خاطر است كه بسیاری از واگویه های نیایش وار انسان نسبت به وجود متعالی نگاهی فلسفی را در بطن خود دارد و از آنجا كه شناخت وجود متعالی تنها از عقلانیت و استدلال فلسفی بر نمی آید و راز و رمزگشایی و به قولی كشف درونی و شهودی نیز می طلبد، بسیاری از نیایش های اصیل و درجه اول ادیان بزرگ جهان با مایه های عمیق عرفانی همراه هستند. این مایه های اصیل و عمیق عرفانی چون به ناگزیر باید در ساحت زبان اتفاق بیافتند گاه به شاهكارهای هنری _ ادبی نیز منجر می شوند كه نمونه هایی از این دست نیز در متون مقدس و كتابهای نیایش به وجود آمده در حاشیه معارف مذهبی آن دین و آن كتاب مقدس بسیار است. یكی از این كتاب ها صحیفه سجادیه است كه در حسن و جزالت به نام زبور آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)نیز مشهور است.

صحیفه سجادیه مجموعه نیایش های حضرت علی بن الحسین(علیه السلام)ملقب به زین العابدین و سجاد، امام چهارم شیعیان است. این كتاب كه بعد از قرآن و نهج البلاغه از امهات متون مذهبی شیعیان است، تاثیری بسزا در ترویج فرهنگ و معارف شیعی داشته و دارد،بطوری كه تا بحال شروح گوناگونی در زبانهای مختلف بر آن نگاشته شده است. صحیفه كامله سجادیه از حضرت سجاد(علیه السلام)به فرزندش زید كه از مادری غیر از ام عبدالله فاطمه دختر امام حسن مجتبی(علیه السلام)بود، سپرده شد و بعد از او كه در ماجرای قیام زیدیه در مبارزه با هشام بن عبدالملك به شهادت رسید، به یحیی بن زید محول شد. یحیی بن زید كه نیز مانند پدر خود از مبارزان علوی بود، و در هجده سالگی به شهادت رسید در سفرش به خراسان در راه با متوكل بن هارون بلخی روبرو شد و وقتی از متوكل شنید كه امام صادق(علیه السلام)از شهادتش خبر داده است ، صحیفه كامله سجادیه را به متوكل سپرد تا به عموزادگانش محمد و ابراهیم برساند. بدین ترتیب این میراث معارف شیعه كه در قالب نیایش است،  حفظ شد.

تا بحال محققان و مورخان زیادی درباره وضعیت سیاسی و اجتماعی امام سجاد(علیه السلام)در دوره خفقان آمیز حكومت هشام بن عبدالملك نوشته اند و اینكه برگزیدن قالب نیایش برای بیان و ترویج معارف شیعه تا چه حد از طرف امام سیاستی برای تبیین این مسئله بوده است. این خود لزوم كوشش در شرح و بسط مفاهیم آن را بیش از پیش نمایان می سازد چرا كه این كتاب ارزشمند تنها واگویه هایی از جنس نیایش از جانب یك انسان برجسته و معصوم مذهبی نیست، بلكه تئوری و درس گفتار یك معرفت و یك بینش به نام شیعه است كه در قالب نیایش و در مجموعه ای با عنوان صحیفه سجادیه مطرح شده است.

در ابتدای صحیفه از كسانی كه صحیفه را بنابر نقل و حدیث روایت كرده اند سند داده شده است و همچنین گفت وگویی كه بین متوكل بن هارون بلخی و یحیی بن زید در گرفته است

_ همچنان كه ذكر شد _ به تفصیل آمده است.

همچنین در بخش دیگر این مقدمه كه مشتمل بر ۵۴ فقره دعاست، بنابر نقل از متوكل بن هارون بلخی از امام صادق(علیه السلام)عنوان ۵۴ باب صحیفه ذكر شده است.

باب اول صحیفه در ستایش خداوند است، و باب دوم در صلوات و تحیات بر محمد و آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)و باب سوم درود بر حمل كنندگان عرش و باب چهار در درود فرستادن بر كسانی كه به پیامبران الهی ایمان آورده اند و باب پنجم در دعا برای خود و نزدیكان مخصوص خود و الی آخر كه دعا در تضرع و عجز و دعا در الحاح و دعا در ابراز مذلت به درگاه خدا و به خاطر رفع غصه ها و غم هاست.

نیایش های انسان در بستر تفكر مذهبی به انحای مختلف آشكار شده است و یكی از علل تنوع این گفت وگوی مهم انسان با وجود متعالی طرز نگاه و بالطبع تأمل در آن وجود متعالی است

بسط تفكر و دقایق فلسفی و عرفانی در میان شیعیان برای بازگوكردن و بازشناساندن بیشتر نیاز به قالبی چون نیایش داشت تا بتواند راحت تر و البته  خاص تر به مخاطبان خود منتقل شود

 

۶- صحیفه یك درس گفتار است كه با بن مایه های عمیق فلسفی و عرفانی در آن می توان شكوه معرفت شیعه را در كلام معصوم به تماشا نشست. درصحیفه در ابتدای سخن در باب حمد و ستایش پروردگار آمده است؛

«به درگاه كبریا و عظمت پروردگار سپاس و ستایش می گزارم كه ذات لایزالش ازلی است و ازلیت بی ابتدایش لایزال و جاویدان است. دیده كوتاه بین ما یارای دیدارش ندارد و فكر كودك و كوچك ما از عهده تعریف و توصیفش بر نیاید. جهان را به قدرت بی مانند ش بیافرید و مشیت عظمایش بنای خلقت فرو گذاشت. ابتداع كرد، اختراع كرد و... كائنات را با اراده خویشتن به سیر و سفر واداشت و هدف خلقت را محبت ذات اقدس خود قرار داد.»

در آخرین باب؛ یعنی باب پنجاه و چهارم در دفع هم و غم می گوید:

« ای گشاینده عقده ها و ای در هم شكننده انبوه اندوه. ای كه ابرهای كدورت و غم را از افق فكرها بركنار می كنی. ای بخشاینده این جهان و آن جهان... پروردگارا از فتنه هایی كه گمراه كننده اند و روزگار را بر ما تباه سازند بركنارمان دار، به رحمت تو ای مهربان تر از هر كس كه مهربان است پناه آورده ایم و چنان خواهیم كه به روان مقدس محمد و آل محمد بندگان برگزیده و پاكدامن و پارسای خویش صلوات و تحیات بسیار فرو فرست.»

 

۷- صحیفه سجادیه درسنامه شیعه است و بر این كلمه شیعه تاكید زیادی است . اگر دقت و تامل ویژه ای داشته باشیم، متوجه می شویم اهل سنت كمتر در حوزه نیایش وارد شده اند و متون دست اولی كه در قالب نیایش به دنبال ترویج معارف اسلامی باشد بسیار كم می بینیم، در صورتی كه در شیعه غیر از صحیفه سجادیه، كتابهای ارزشمند دیگر كه حاوی دعاهای رسیده از اهل بیت(علیه السلام)است به وفور یافت می شود، نیایش های كمیل، ندبه وتوسل كه هر كدام به نوبه خود بسیار قابل توجهند از این دست است. اما اگر به واكاوی و چرایی این مسئله بپردازیم باید گفت: از منظر جامعه شناختی به دلیل غلبه سیاسی اهل سنت در سالهای بعد از وفات پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)تا چند سده و بالتبع در كمون ماندن شیعیان كه گاه این كمون منجر به اختناق شدیدی در جو فكری جامعه نسبت به شیعیان می شد، اهل بیت در بسیاری از اوقات معارف خود را در قالب نیایش واره ها به گوش جان و دل مردم می رساندند.

اما از منظر معرفت شناختی اینكه شیعه با توجه به نگاه ائمه معصومین خود به دین، خداوند، انسان و جامعه نگاهی دیگرگون و متفاوت داشتند و گواه این مطلب نیز بسط تفكر و دقایق فلسفی و عرفانی در میان شیعیان است و این ها خود برای بازگوكردن و بازشناساندنشان بیشتر نیاز به قالبی چون نیایش داشتند تا بتوانند راحت تر و البته  خاص تر به مخاطبان خود منتقل شوند، به همین خاطر نیز شاید بتوان گفت اصلاً نگاه شیعه به نیایش از طور دیگری است.طوری كه در آن گاهی نیایش و نیایش كننده و نیایش شونده در شعور یك پرتو هستند و خواندن دعا تنها یك فعل گفتاری محسوب نمی شود.

یاسر هدایتی
منبع: روزنامه همشهری 17/12/1383
به نقل ازباشگاه اندیشه




طبقه بندی: شیعه شناسی، 
نگارش در تاریخ پنجشنبه 5 فروردین 1389 توسط میثم کریمی | نظرات ()

شیعه‌‌ امامیه


شیعه در لغت و اصطلاح
شیعه در لغت بر دو معنا اطلاق می‌شود، یكی توافق و هماهنگی دو یا چند نفر بر مطلبی، و دیگری، پیروی كردن فردی یا گروهی، از فرد یا گروهی دیگر.[1] و در اصطلاح به آن عده از مسلمانان گفته می‌شود كه به خلافت و امامت بلافصل علی ـ علیه السلام ـ معتقدند، و بر این عقیده‌اند كه امام و جانشین پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از طریق نصّ شرعی تعیین می‌شود، و امامت حضرت علی ـ علیه السلام ـ و دیگر امامان شیعه نیز از طریق نص شرعی ثابت شده است.[2]
اطلاق شیعه بر دوستان و پیروان علی ـ علیه السلام ـ، نخست، از طرف پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ صورت گرفته است. این مطلب، در احادیث متعددی كه از آن حضرت روایت شده، مطرح شده است. چنان كه سیوطی از جابر بن عبدالله انصاری و ابن عباس و علی ـ علیه السلام ـ روایت كرده كه پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در تفسیر آیه‌ی «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خیر البریّه» (بیّنه / 7) اشاره به علی ـ علیه السلام ـ كرده و فرموده‌اند: «تو و شیعیانت» روز قیامت، رستگار خواهید بود.»[3]
در تاریخ شیعه، فرقه‌هایی پدید آمده است، كه بسیاری از آن‌ها منقرض شده‌اند، و بحث درباره‌ی آن‌ها فایده‌ی چندانی ندارد. فرقه‌های اصلی شیعه كه هم اكنون نیز موجودند عبارتند از: شیعه‌ی اثنا عشریه، شیعه‌ی زندیّه، و شیعه‌ی اسماعیلیه، درباره‌ی ‌هر یك از آن‌ها در فصلی جداگانه، به اختصار بحث خواهیم كرد. موضوع بحث در این فصل، شیعه‌ی اثنا عشریه است.
وجه تسمیه
اكثریت شیعه، را شیعه‌ی‌ امامیه یا اثنا عشریه تشكیل می‌دهد،‌از آنجا كه آنان جانشینان پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را دوازده نفر می‌دانند، اثنا عشریه (دوازده امامی) نامیده شده‌اند. نام و خصوصیات امامان دوازدهگانه در احادیثی كه از پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ روایت شده، بیان گردیده است آنان عبارتند از:
1ـ علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ 2ـ حسن بن علی ـ علیه السلام ـ 3ـ حسین بن علی ـ علیه السلام ـ 4ـ علی بن الحسین ـ علیه السلام ـ (امام سجّاد) 5ـ محمد بن علی (امام باقر ـ علیه السلام ـ ) 6ـ جعفر بن محمد (امام صادق ـ علیه السلام ـ ) 7ـ موسی بن جعفر (امام كاظم ـ علیه السلام ـ ) 8ـ علی بن موسی (امام رضا ـ علیه السلام ـ )9ـ محمد بن علی (امام جواد ـ علیه السلام ـ ) 10ـ علی بن محمد (امام هادی ـ علیه السلام ـ ) 11ـ حسن بن علی (امام عسكری ـ علیه السلام ـ ) 12ـ ‌حجه بن الحسن (مهدی موعود ـ عج ـ).
شیعه‌ی اثنا عشریه بر مسئله‌ی‌ امامت تأكید خاصّی داشته و عصمت امام و افضیلت او را بر دیگر افراد امت اسلامی بسیار مهم و اساسی می‌داند. و از طرفی، امامت را، پس از سه امام نخست، منحصر در فرزندان امام حسین می‌داند. با توجه به این عقاید ویژه درباره‌ی امامت، به «امامیه» شهرت یافته است.
شیخ مفید، پس از تعریف شیعه به كسانی كه به امامت بلافصل علی ـ علیه السلام ـ عقیده دارند درباره‌ی شیعه‌ی گفته است: «این عنوان، مخصوص آن دسته از شیعه است كه به وجود امام در هر زمان، و وجوب نصّ جلّی، و عصمت و كمال برای هر امامی معتقد است، و امامت را (غیر از سه امام نخست) منحصر در فرزندان امام حسین ـ علیه السلام ـ می‌داند...»[4]
تاریخ پیدایش تشیّع
گرچه، در عصر پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ درباره‌ی‌ پاره‌ای از مسایل، اختلاف نظرهایی میان مسلمانان پدید آمد،[5] ولی فرقه‌ها و دسته‌بندی‌هایی كه بعدها پیدا شد، در آن زمان وجود نداشت. ولی پس از رحلت پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ اختلافاتی پدید آمد كه سبب پیدایش فرقه‌های مختلف در میان مسلمانان گردید. مهمترین اختلافی كه در نخستین روزهای پس از رحلت پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پدید آمد، مربوط به مسئله‌ی خلافت و امامت بود كه مسلمانان را به دو دسته تقسیم كرد.
یك دسته معتقد بودند كه امامت، همانند نبوت، منصب و مقامی الهی است و از شرایط امام این است كه معصوم از خطا و گناه باشد، و این صفت را جز خداوند كسی نمی‌داند، بنابراین راه تعیین امام نصّ الهی است كه در قرآن یا احادیث نبوی بیان شده است، و طبق این نصوص، علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ جانشین پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و امام مسلمین است. حضرت علی ـ علیه السلام ـ و بنی هاشم و گروهی از بزرگان صحابه،‌ اعم از مهاجرین و انصار، طرفدار این نظریه بودند. و این همان عقیده‌ی شیعه ـ خصوصاً شیعه‌ی امامیه ـ در مسئله‌ی امامت است.
و دسته‌ی دیگر ـ كه در رأس آن‌ها ابوبكر و عمر قرار داشتند ـ بر این عقیده بودند كه پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ برای خود جانشین تعیین نكرده است،‌ و این كار را به مسلمانان واگذار كرده است. بر این اساس، و با توجه به اهمیت مسئله‌ی خلافت و امامت و نقش حیاتی آن در سرنوشت امت اسلامی، در یك اقدام شتابزده - در شرایطی كه حضرت علی ـ علیه السلام ـ و عده‌ای از بزرگان صحابه به تجهیز بدن پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ مشغول بودند ـ عده‌ای از مهاجران و انصار در سقیفه‌ی بنی ساعده گرد آمده، و پس از گفتگوهایی كه در مورد خلیفه‌ی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ میان آن‌ها مطرح شد، سر انجام با ابوبكر به عنوان خلیفه‌ی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بیعت كردند، و چون شرایط سیاسی و اجتماعی دنیای اسلام و جهان به گونه‌ای بود كه امام علی ـ علیه السلام ـ و هواداران او، برای اثبات عقیده خود و عملی ساختن آن، به اقدامات عملی و خصمانه دست می‌زدند، موجودیت اسلام از ناحیه دشمنان خارجی (امپراطوری ایران و روم) و دشمنان داخلی (منافقین) آسیب جدّی می دید، امام علی ـ علیه السلام ـ مصلحت اسلام و مسلمین را پیروی از روش صبر و مدارا دید، و گرچه در مواقع مناسب، دیدگاه خود را درباره نادرستی عمل آنان بیان می‌كرد، ولی از درگیریهای خصومت آمیز خودداری كرد، و در هدایت و پیشبرد جامعه اسلامی، از هیچ گونه كوشش و تلاشی خودداری نمی‌كرد.
و در حل مشكلات، دستگاه خلافت را یاری می‌نمود. تا آنجا كه از خلیفه دوم نقل شده كه هفتاد بار گفته است «اگر علی نبود عمر هلاك می‌شد» و نیز گفته است: «خدایا مرا برای برخورد با مسئله‌ی دشواری كه علی بن ابی طالب حضور ندارند، باقی مگذار».[6]
در هر حال، شیعه به عنوان پیروان علی بن ابی طالب و معتقدان به امامت بلافصل او در نخستین روزهای پس از رحلت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پدید آمد. البته روایاتی نیز یافت می‌شود كه لفظ شیعه در زمان حیات پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بر چهار تن از صحابه اطلاق می‌شد كه عبارت بودند از: سلمان، مقداد، ابوذر و عمار یاسر.[7] این افراد از جمله كسانی هستند كه در مسئله‌ی خلافت و امامت، علی ـ علیه السلام ـ را خلیفه‌ی بلافصل پیامبر می‌دانستند با این وصف، و با توجه به این كه نظریه‌ی ‌شیعه در مسئله‌ی امامت به نصوص كتاب و سنّت مستند گردیده است، می‌توان گفت: تشیع، در حقیقت، با اسلام همراه بوده است، هر چند به عنوان یك مذهب، پس از رحلت پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ موجودیت یافت.


علی ربانی گلپایگانی- در آمدی بر علم كلام، ص 179
[1] . الشیعه القوم الذین تجتمعوا علی امر، و كل قوم اجتمعوا علی أمر فهم شیعه، و كل قوم أمرهم واحد یتبع بعضهم رأی بعض هم شیع. لسان العرب، كلمه‌ی شیع، المیزان، ج17، ص147.
[2] . اوائل المقالات، ص35، الملل و النحل، ج1، ص146.
[3] . الدر المنثور، ج8، ص589، ط دارالفكر. نیز به الغدیر، ج2، ص57ـ58 رجوع شود.
[4] . اوائل المقالات، ص38.
[5] . در این باره به كتاب النص و الاجتهاد، تألیف امام شرف الدین رجوع شود.
[6] . جهت آگاهی از این روایات به الغدیر، ج1 رجوع شود.
[7] . فرق الشیعه، ص17ـ18، اعیان الشیعه، ج1، ص18ـ19.
 
علی ربانی گلپایگانی- در آمدی بر علم كلام، ص 179




طبقه بندی: شیعه شناسی، 
نگارش در تاریخ پنجشنبه 5 فروردین 1389 توسط میثم کریمی | نظرات ()
اشاره: ما معتقدیم دین راستین و سیاست صحیح با هم پیوندی ناگسستنی دارند و مكمّل یكدیگر در پیدایش جامعه ایده آلِ الهی هستند. دین منهای سیاست هم چون درخت بی آب است, و سیاست بدون دین همانند آب بی درخت می باشد. استعمارگران همیشه به این نتیجه رسیده اند كه بزرگ ترین خطر برای آن ها, دین و آیین الهی است, لذا همواره می كوشند تا دین را از ماهیت خود تهی كنند, چنان كه آیین مسیحیّت را چنین كردند, و یا دین را در انزوا و در گوشه معابد زندانی نمایند, و نگذارند وارد جامعه و عرصه سیاست گردد. به همین دلیل نظریّه جدایی دین از سیاست را در همه جا مطرح كردند, و آن را به عنوان قانونی قطعی تلقّی نمودند, به طوری كه مردم غرب و غرب زده چنین نظریه ای را ـ كه كاملاً سیاسی, حساب شده و استعاری است ـ باور نمودند.
با اوج گیری انقلاب اسلامی و پیروزی آن در ایران, این نظریه با گسترش وسیعی از طرف استكبار جهانی و اذناب آن ها در همه جا و در داخل كشور, خودنمایی كرد, لیبرال ها و ملّی گراها در این راستا گوی سبقت را ربودند, و با ترفرندها و دست آویزهای گسترده, به جنگ با ولایت فقیه برخاستند, چرا كه ولایت فقیه پرچم نیرومند حكومت دینی و ملتقای دین و سیاست است.
بنابر این, همه باید به این هشدار توجه كنند كه نظریه جدایی دین از سیاست, برای ضربه زدن به پیكر مقدس ولایت فقیه, و حكومت و حاكمیّت دینی است. از این رو باید با حمایت فكری و عملی از اصل بالنده و افتخارآفرین ولایت فقیه, در برابر این نظریه واهی و شعار كور به مقابله پرداخته و نگذارند دین اسلام نیز هم چون آیین مسیحیّت در انزوا و گوشه كلیسا قرار گیرد. در این فصل بر آنیم برای ردّ این شبهه و القای شیطانی, به بررسی پیوند دین و سیاست, و ماهیّت این دو بپردازیم.
عوامل جدایی دین از سیاست
یكی از محقّقان بزرگ می نویسد: در كشورهای غربی, شعار جدایی دین از سیاست بسیار رایج است, و شاید به یك معنی جزء مسلّمات آن ها شده است. به همین دلیل از تشكیل حكومت اسلامی كه دین و سیاست را به طور قاطع با هم پیوند می زند, وحشت می كنند و رنج می برند, و این به دو دلیل است:
1ـ آیینی كه در جوامع غربی وجود دارد, آیین مسیحیت كنونی است, و می دانیم كه این آیین بر اثر تحریفات زیادی كه با گذشت زمان در آن پدید آمده است, دین را به صورت یك مسأله كاملاً خصوصی و فردی و منحصر به رابطه خلق و خالق كه تعلیمات آن منحصر به یك سلسله توصیه های اخلاقی می شود, درآورده است و كاری به مسائل اجتماعی و مخصوصاً مسائل سیاسی ندارد. فرق میان دین دار و غیر دین دار, در این جوامع آن است كه فرد دین دار به یك سلسله مسائل اخلاقی پای بند است و هفته ای یك روز به كلیسا می رود و ساعتی به نیایش و مناجات می پردازد, ولی افراد بی دین, تعهّد خاصّی نسبت به مسائل اخلاقی ندارند (هرچند گاهی به عنوان ارزش های انسانی نه دینی, برای آن احترام قائلند) و هرگز به كلیسا نمی روند.
2ـ خاطره بسیار دردناكی كه آن ها از حكومت ارباب كلیسا در قرون وسطی و دوران انگیزیسیون (تفتیش عقاید) دارند, سبب شده كه برای همیشه دین را از سیاست جدا كنند.
توضیح این كه, ارباب كلیسا, در قرون وسطی بر تمام شؤون سیاسی و اجتماعی مردم اروپا مسلط شدند, و پاپ ها با قدرت تمام بر كشورهای این قاره حكومت می كردند, حكومتی كه منتهی به استبداد و خودكامگی شدید شد, تا آن جا كه در برابر نهضت علمی بپا خاستند, و هر فكر نو و پیشرفت علمی را به عنوان ضدیت با مذهب درهم كوبیدند, محكمه هایی كه بعداً به نام «انگیزیسیون» نامیده شد برپا كردند, و گروه های بی شماری را به این محكمه كشاندند و محكوم كردند, بعضی را سر بریدند و بعضی را زنده زنده در آتش سوزاندند یا محكوم به زندان نمودند كه در میان آن ها جمعی از دانشمندان معروف علوم طبیعی بود كه تمام پادشاهان از آن ها حساب می بردند, و فرمانشان برای آن ها مطاع بود. افزون بر این ثروت های سرشاری اندوختند, و زندگی تجملاتی عجیبی برای خود فراهم ساختند.
مجموعه این امور مردم را بر ضدّ آن ها شورانید, به ویژه علمای علوم طبیعی در برابر آن ها موضع گرفتند, و شعار جدایی دین از سیاست از یك سو, و تضاد علم و دین از سوی دیگر, در همه جا سر داده شد, سپس با پیروزی این جناح, كلیسا و حاكمانش از صحنه اجتماع و حكومت عقب رانده شدند, و تنها كشوری كه از آن امپراطوری عظیم در دست ارباب كلیسا باقی مانده, همان كشور بسیار كوچك واتیكان است كه كم تر از یك كیلومتر مربع می باشد؛ یعنی به اندازه روستایی كوچك.
این ها همه تحولاتی بود كه در اروپا, در آن شرایط خاص به وجود آمد. سپس گروهی كه از كشورهای اسلامی برای تحصیل یا كارهای تجاری, یا سیاحت به فرنگ رفته بودند, این طرز فكر را به هنگام بازگشت به عنوان ارمغان غرب, به شرق اسلامی آوردند, كه دین باید از سیاست جدا باشد؛ بی آن كه تفاوت های عظیمی را كه میان اسلام و مسیحیّتِ تحریف یافته وجود داشت درك كنند, و به تفاوت فرهنگ اسلامی حاكم بر این كشورها با فرهنگ كلیسا بیندیشند.
با كمال تأسف بعضی از كشورهای اسلامی, تسلیم این توطئه استعماری و تبلیغاتی شدند, و آن را به عنوان یك اصل اساسی پذیرفتند, با توجه به این كه دولت های غربی كه به خاطر حفظ منافع نامشروع خود, از قدرت حكومت اسلام, سخت بیم ناك بوده و هستند, این مسأله را سخت دنبال كردند و كشورهای غرب زده ای همانند تركیه, پیروی از این نظریه را سرلوحه كار خود قرار دادند, و حكومت لائیك بر اساس «سكولاریسم» (حكومت منهای دین) را تشكیل دادند.[1]
این در حالی بود كه بعضی از كشورهای اسلامی و امت های بیدار مسلمان در برابر این توطئه ای كه می خواست مسلمانان را از اسلام جدا سازد, و اسلام را بسان مسیحیت امروز, به صورت یك رابطه ظاهری و خصوصی خلق با خالق, بیگانه از اجتماع و سیاست درآورد, ایستادند.
به همین دلیل, هنگامی كه انقلاب اسلامی ایران به ثمر رسید, و نخستین حكومت اسلامی انقلابی تشكیل شد, همگی در غرب انگشت حیرت بر دهان نهادند كه مگر می شود مذهب زمام حكومت را به دست گیرد؟ و بعد از آن كه دیدند این حكومت ریشه دار و با ثبات شد, برای این كه انقلاب اسلامی در مرزهای این كشور محدود بماند و الگویی برای سایر كشورهای اسلامی نشود, دست به تلاش های ویران گر زیادی زدند, كه شرح آن هفتاد من كاغذ شود.
خوشبختانه بر اثر درایت و هوشمندی امام خمینی ـ قدس سره ـ و یاران و پیروانش, آن توطئه ها نقش بر آب شد, و تفكر تأسیس حكومت اسلامی در بسیاری از كشورهای اسلامی در قاره آسیا و آفریقا, به عنوان یك تفكر زنده و نجات بخش درآمد, هر چند غربی ها و غرب زدگان در برابر آن به شدّت مقاومت می كنند, و در این راه از هیچ كاری, از جمله انواع تهمت ها, برچسب ها, دروغ ها و تبلیغات مغرضانه و القای شبهه ها, فروگذار نیستند.
استعمارگران غرب, در رأس آن ها استعمار پیر انگلیس مدتی قبل برای رواج فرهنگ غرب و جداسازی دین از سیاست, سه عنصر فرومایه را هم زمان مأمور دین زدایی در كشورهای ایران, تركیه و افغانستان نمودند, این سه عنصر عبارت بودند از: 1ـ رضاخان در ایران؛ 2ـ كمال آتاتورك در تركیه؛ 3ـ امان الله خان در افغانستان, این سه نفر با پشتیبانی استعمارگران, هر كدام ضربه شدیدی بر اسلام و جامعه اسلامی وارد كردند. كمال آتاتورك, در تركیه بنیان گذار حكومت لائیك شد كه هنوز این توطئه در تركیه به شدت ادامه دارد. امان الله خان دیكتاتور افغانستان برای حاكمیت لائیك (حكومت منهای دین) در این كشور, دست به كار شد, ولی در برابر مقاومت مسلمانان, كلوخش به سنگ خورد و چندان توفیقی نیافت. رضاخان در ایران با دیكتاتوری و كُشت و كشتار و ترفندهای دیگر برای براندازی دین, تلاش های مذبوحانه كرد و گستاخی را به جایی رسانید كه در كشور ایران عاصمه تشیع, در روز هفدهم دی ماه سال 1314 هـ .ق, اعلام كشف حجاب اجباری نمود, و در این خصوص پافشاری عجیبی كرد.[2]
پس از او پسرش محمد رضا پهلوی, دست به كارهای انحرافی فرهنگی برای اسلام زدایی و جای گزینی فرهنگ غرب زد, با انواع تبلیغات و ترفندها به مقابله با اسلام ناب پرداخت, بسیاری از علما و مجاهدان هوشمند را به خاك و خون كشید, ولی در برابر قیام و انقلاب عمیق و گسترده مردم به رهبری امام خمینی ـ قدس سره ـ شكست خورد و گریخت و سرانجام او و افكار استعماریش به زباله دان تاریخ افكنده شد. ولی غائله هنوز تمام نشده, غربزدگان بی محتوا همچنان برای جدایی دین از سیاست تلاش می كنند, تا آخرین تیری را كه در تركش خود دارند به سوی پیكر مقدس ولایت فقیه پرتاب كنند.
با این هشدار, نظر شما را به تبیین پیوند دین و سیاست, جلب می كنیم:
معنی و مفهوم سیاست
واژه سیاست از نظر لغت از «ساس» و «سوس» گرفته شده و به معنای كشورداری, اصلاح امور مردم, و اداره كردن كشور براساس قوانین و برنامه ریزی و تدابیر است, طُریحی لغت شناس معروف در فرهنگنامه مجمع البحرین می نویسد:
«السیاسه القیام علی الشیء بما یصلحه؛ سیاست یعنی اقدام برای سامان دادن چیزی, به وسیله اموری كه آن را اصلاح كند و سامان بخشد».
[1] - پیام قرآن, ج 10, ص 66 ـ 63.
[2] - جامعه شناسی


ادامه مطلب
طبقه بندی: ولایت فقیه،  ولایت، 
نگارش در تاریخ پنجشنبه 5 فروردین 1389 توسط میثم کریمی | نظرات ()
 
برخی در نیاز جامعه به والی و سرپرست تردید دارند. این عدّه یا از افراد لجام گسیخته ای هستند كه خواهان هر نوع آزادی بوده، و به هیچ حساب و كتابی تن در نمی دهند و یا در زمره اشراری هستند كه از نظم و محاسبه در هراسند، و یا از كسانی هستند كه از حكومتها ستمهای فراوان دیده اند، و یا این كه از آنانند كه از حكومت طرفی نبسته اند.
این چهار گروه كه به نفی نیاز جامعه به حكومت نظر داده اند، در این جهت كه انگیزه نظر آنها شوت عملی است مشاركت دارند. قرآن كریم در سوره قیامت نیز از كسانی یاد می كند كه به انگیزه شهوت عملی به انكار نظم و محاسبه اخروی می پردازند.
«أیَحَسُب الإنسانُ أن لَن نَجمَعَ عِظامَهُ × بَلی قادِرینَ عَلی أن نُسَوِّیَ بَنابَهُ × بَل یُریدُ الإنسانُ ِلیَفجُرَ أمامَهُ»[1]
یعنی؛ پاسخ انسان منكر قیامت، كه می گوید خداوند چگونه استخوانهای فرسوده را دیگر بار احیاء می نماید، این است كه قدرت خداوند: مطلق است، و او قادر است كه استخوانهای فرسوده را دیگر بار گرد آورد. بلكه قادر است سر انگشتان انسان را كه در ظرافت و حسّاسیت بی نظیر است، به حالت اوّل بازگرداند.
پس از نظرعلمی شبهه آنان بی مورد است. امّا اانگیزه اشكال آنان این است كه طبیعت انسان مادّی، خواهان لجام گسیختگی و دوستدار میدان باز برای دست زدن به فجور می باشد.
البتّه كسانی هستند كه به طرح شبهه علمی در باب نیاز جامعه انسانی به حكومت و زمامداری پرداخته اند. از آن جمله استدلالی است كه ماركسیسم برای نفی حكومت در جامعه كمونیستی دارد، و آن این است كه حكومت، زاییده طبقات است، و برای حفاظت از منافع اقتصادی طبقه حاكم ایجاد می شود. لذا وقتی كه طبقات از بین بروند، حكومت و نیاز به آن نیز از بین خواهد رفت.
این شبهه از این پندار ناشی شده كه آنها اقتصاد را مرجع همه شؤون انسانی دانسته اند. غافل از این كه اساس زندگی انسانها را عقیده آن ها می سازد، و به دنبال عقیده، اخلاق ظهور می كند، و با اخلاق است كه اعمال و رفتار شكل می گیرد. از اینرو اگر طبقات مادّی و اقتصادی هم برداشته شوند، باز اختلاف در عققیده و اختلاف در اخلاق و در نتیجه اختلاف در رفتار خواهد بود. چنانكه گاهی در اثر سهو گناهی رخ می دهد و زمانی در اثر عمد تباهی پیدا می شود و امتیاز آنها از هم در مقام اثبات و تعیین حكم هر كدام از لحاظ وضع و تكلیف، نیازمند به قانون و محكمه قضا است. و زندگی اجتماعی بدون نظم و نظامی كه هماهنگ كننده رفتارهای مختلف باشد، و بدون والی و سرپرستی كه پاسدار این نظام باشد، شكل نخواهد گرفت.
منتها این سرپرست یا فرد است و یا گروه، و نحوه سرپرستی نیز یا به مشورت است و یا به غیر آن. پس جامعه بدون والی و سرپرستی كه كارهای جامعه را هماهنگ سازد، و قوانین فردی و اجتماعی را تنظیم و اجراء نماید، قوام و دوام نخواهد یافت.
در تاریخ اسلام، خوارج كسانی بودند كه با طرح شعار «إنِ الحُكمُ إلّا لله»[2] سرپرستی و حاكمیّت را برای جامعه نفی می كردند.
امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ در برابر این گروه فرمود: «كَلِمَه حَقٍّ یُرادُ بِها الباطِلُ[3]»
به این معنا كه اگر منظور آن است كه حاكمیّت، بالاصاله از آن خداوند است، در آن تردیدی نیست. ولی اگر منظور این است كه كسی نمی تواند حاكم باشد سخنی باطل است. زیرا لازمه این سخن هرج و مرج است، و اصل حكم گرچه مخصوص خداوند است، لیك سرپرستی از آن بندگان صالحی است كه خداوند بلاواسطه یا مع الواسطه تعیین فرموده است:
«وَ إنَّهُ لابُدَّ لِلنّاسِ مِن أمیرٍ بَرٍّ أو فاجِرٍ»[4]
مردم بناچار باید امیر و سرپرستی داشته باشند. خواه آن امیر عادل و نیكوكار باشد و یا فاجر و بدكار.
اصل اوّلی در ولایت افراد
بعد از اثبات نیاز جوامع بشری به والی و حاكم، این بحث مطرح می شود كه در میان انسان ها هیچكس حقّ ولایت و سرپرستی نسبت به دیگر افراد را دارا نمی باشد.
زیرا انسان از كسی اطاعت می كند كه فیض هستی خود را از او دریافت كرده باشد، و چون افراد عادی نه به انسان هستی بخشیده، و نه در بقاء و دوام هستی او مؤثّرند، بنابراین رأی هیچ كس برای دیگری لازم الاتّباع نیست. عدم لزوم اتّباع افراد از یكدیگر اصل اوّلی در ولایت افراد نسبت به یكدیگر است.
ولایت و سرپرستی خداوند سبحان
در مباحث گذشته برخی از آیاتی كه درباره انحصار ولایت، اعمّ از تكوینی و تشریعی برای خداوند سبحان وارد شده است، ذكر شد. امّا آنچه اینك بیان می شود این است كه؛ از آنجا كه انسان تمام شؤون هستی خود را از خداوند دریافت می كند، موظّف است تنها در برابر او تمكین نماید، و امّا تبعیّت از دستور غیر خداوند مشروط به این است كه از طرف آن ذات اقدس تعیین شده باشد.
ولایت و رهبری انبیاء عظام ـ علیهم السلام ـ
انبیا كسانی هستند كه با تحدّی و اعجاز رسالت آنها از طرف خداوند اثبات شده، و بر اتّباع و پیروی از آنها فرمان داده شده است. قرآن كریم در این مورد كه اطاعت از انبیا به اذن خداوند، در واقع اطاعت از پروردگار است می فرماید:
«وَ ما أرسَلنا مِن رَسُولٍ إلّا لِیُطاعَ بِإِذنِ الله»[5]
هیچ پیامبری نفرستادیم مگر این كه به اذن خداوند، مردم موظّف به اطاعت و فرمانبرداری از او هستند.
تداوم ولایت الهی و رهبری اوصیاء ـ علیهم السلام ـ
چون رهبری، یك امر ضروری برای جوامع بشری است، از اینرو بعد از رحلت انبیا نیاز به آن است كه این سرپرستی و رهبری الهی ادامه پیدا كند.
علاوه بر این برهان عقلی كه در ضرورت تداوم رهبری الهی وجود دارد، برهان دیگری نیز با استعانت از آنچه به وحی الهی نازل شده است می توان اقامه كرد. زیرا گذشته از یك دسته مسائل فردی كه در دین مطرح است، یك سلسله دستورات اجتماعی درون مرزی نظیر حدود و دیات و قصاص و تعزیرات و امثال آن، و یك سلسله دستورات اجتماعی برون مرزی مانند جهاد، دفاع و مانند آن، نیز در دین وجود دارد.
خود این دستورات نشان دهنده آن است كه دین نیازمند به یك قدرت اجرائی و یك سرپرستی و ولایت اجتماعی است.
زائد بر آنچه بیان شد، براهین نقلی فراوانی است كه ضمن نهی از پذیرش ولایت رهبری غیر الهی، بر ضرورت رهبری الهی و تداوم آن تأكید می نماید.
لسان قرآن كریم در قطع ولایتهای باطل
قرآن كریم برای این كه ریشه ولایتهای باطل را قطع نماید، و هرگونه امری را كه زمینه سرپرستی باطل را فراهم می سازد، ابطال كند، دستور می دهد با كسانی كه خارج از دین هستند، هیچ گونه پیوند نصرت و محبّت برقرار نشود.
البتّه آنها كه خارج از دین اند دو دسته اند. دسته اوّل كسانی هستند كه قابل زندگی مسالمت آمیز می باشند، لذا با آنها روابط حسنه برقرار می شود، هر چند كه دوستی و محبّت آنها نباید در دل جای گیرد. امّا دسته دوّم كسانی هستند كه درصدد ایذاء دینی مسلمین می باشند. نسبت به این دسته علاوه بر عدم محبّت باید اعلان انزجار و دشمنی نیز انجام شود.
اگر مسلمین به امر فرمان قرآن كریم توجّه نكرده، و نسبت به كفّار گرایش پیدا كنند، در این صورت از گروه آنان به حساب خواهند آمد، لیكن اگر حدود تبرّی را به نیكی رعایت كنند، شایسته آن می شوند كه منصوبین الهی را به عنوان اولیاء خود پذیرفته، و در تحت ولایت و سرپرستی آنها درآیند.
چون در این گونه از امور، نفی مقدّم, بر اثبات است، لذا ابتدا تبرّی را مطرح نموده فرمان قطع رابطه با كفّار را می دهد، آنگاه تولّی را توضیح می دهد. هر چند كه تولّی از آن جهت كه ریشه در فطرت آدمی دارد، بر تبرّی كه امری عارضی است تقدّم است. تقدمّ, تولّی بر تبرّی، همانند تقدّم توحید بر شرك است.
در كلمه توحید «لا إله إلّا الله» به حسب ظاهر، نفی «لا إله»، بر اثبات «إلّا الله» مقدّم داشته شده است، لیكن چون «إلّآ» به معنای استثاء نیست، تا جمله «لا إله الّا الله» به دو جمله منحلّ شود، بلكه به معنای «غیر» است، از اینرو مجموع كلمه توحید بیش از یك جمله نمی باشد. به این معنا كه غیر از «الله» كه فطرت انسان آن را می پذیرد، إله دیگری نیست. یعنی اصل «الله» به عنوان یك امر مسلّم، مفروغ عنه است، و غیر از او از آن جهت كه امر عارض است مسلوب است. پس این نفی برای تثبیت آن امر اصیل و ذاتی نیست، بلكه برای سلب امر عارضی است.
پس باید توجّه داشت كه، گر چه از نظر نظم آیات قرآنی، آنچنان كه در سوره مائده و در بسیاری از آیات مربوط به تبرّی آمده، تبرّی از اعداء الهی مقدّم بر تولّی ذكر شده، لیكن در واقع، تولّی همانند توحید، اصیل و مقدّم بوده، و تبرّی همچون شرك، امری عارضی و مؤخّر می باشد.
آیات ذیل، در تبرّی از ولایت های باطل، و تمكین در برابر ولایت الهی و همچنین در معرّفی برخی از اوصیائی می باشد كه برای تداوم ولایت الهی بعد ازرحلت نبیّ اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ معیّن و مشخّص شده اند.
«یا أیُّهَا الذّینَ امَنُوا لاتَتّخِذُوا الیَهُودَ وَ النّصاری أولیاءُ بَعضُهُم أولیاءَ بَعضٍ وَ مَن یَتَوَلَّهُم مِنكُم فَإنَّهُ مِنهُم إنَّ الله لا یَهدِی القَومَ الظّالِمینَ × فَتَرَی الّذینَ فی قُلوِبهِم مَرَضٌ یُسارِعُونَ فیهِم یَقُولُونَ نَخشی أن تُصیبَنا دائِرَه فَعَسَی الله أن یَأتِیَ بِالفَتحِ أَو أمرٍ مِن عِندِه فَیُصبِحُوا عَلی ما أَسَرُّوا فی أنفُسِهِم نادِمینِ × و یَقُولُ الَّذین امَنُوا أهؤُلاءِ الَّذینَ قسمُوا بِالله جَهدَ أیمانِهِم أنّهُم لَمَعَكُم حَبِطَت أعمالُهُم فَأصبَحُوا خاسِرینَ × یا أیُّهَا الَّذینَ امَنُوا مَن یَرتَدَّ مِنكُم عَن دینِهِ فَسَوفَ یَأتِی الله بِقَومٍ یُحِبُّهُم أذِلَّه عَلَی المومِنینَ أعِزَّه علی الكافِرینَ یُجاهِدوُنَ فی سبیلِ الله و لایُخافُونَ لَومَه لائِمٍ ذلِكَ فَضلُ اللهِ یُؤتیهِ مَن یَشاءُ وَ الله واسِعٌ علیمٌ × إنّما وَلیُّكُم الله وَ رَسُولُهُ والَّذینَ امَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصّلوه و یُؤتُونَ الزَّكوه وَ هُم راكِعُون × وَ مَن یَتَوَلَّ الله وَ رَسُولَهُ وَالَّذینَ امَنُوا فَإنَّ حِزبَ الله هَم الغالِبُونَ»[6].
[1] . قیامت، آیات 3-5.
[2] . انعام: آیه 157.
[3] . نهج البلاغه فیض، خطبه 40، صفحه 125.
[4] . نهج البلاغه فیض، خطبه 40، صفحه 125.
[5] . نساء، آیه 64.
[6] . مائده، آیه 51-56.



ادامه مطلب
طبقه بندی: ولایت فقیه،  ولایت، 
نگارش در تاریخ پنجشنبه 5 فروردین 1389 توسط میثم کریمی | نظرات ()


سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِی بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ (سوره مبارکه إسرا، آیه اول)

منزه است آن خدایی که بنده خود را شبی، از مسجدالحرام به مسجدالاقصی که گرداگردش را برکت داده ایم سیر داد، تا بعضی از آیات خود را به او بنماییم، هر آینه او شنوا و بیناست


سه شنبه این هفته چه حادثه ای رخ خواهد داد؟

پیش بینی شما از رخداد روز سه شنبه هفته جاری چیست؟ راستی در این روز (شانزدهم مارس) چه اتفاقی قرار است رخ دهد... زمین لرزه خواهد شد ، سند اشتی فلسطینی امضا می شود ، محاصره نوار غزه پایان می یابد ، یا چیزی به مراتب مهم تر و خطرناک تر از این احتمالات رخ خواهد داد.؟

آیا یکی از شما تاکنون به این موضوع فکر کرده است که آیا آنچه که قرار است رخ بدهد ارتباط مستقیمی با مسجد مبارک الاقصی دارد یا خیر ؟
در پاسخ به این احتمالات باید گفت :آری ! توطئه خطرناک جدیدی در راه است ، روز سه شنبه اینده گروه های افراطی یهودی ساخت " هیکل " یا معبد در بیت المقدس را با هدف حذف مقدسات اسلامی و کوچ اجباری فلسطینیان از این شهر مبارک آغاز می کنند.
عملیات ساخت هیکل سوم در نزدیکی مسجد الاقصی همزمان با افتتاح بزرگترین و بلندترین کلیسای یهودیان موسوم به " هاحوربا " صورت می گیرد.
این کلیسا معروف به " کلیسای خراب " در فاصله چند ده متری مسجد الاقصی قرار دارد. و باید پرسید که واکنش جهان عرب و اسلام در این روز چه خواهد بود...؟


همان گونه که خوانندگان عزیز استحضار دارند رژیم منحوس و فاسد صهیونیستی و ارباب فراماسونری جهانی در صدد اجرای نقشه شوم و شیطانی خویش در مسجد الاقصی، قبله اول مسلمانان، و احداث معبد شیطان است. لذا بر آن شدیم مطالبی را در خصوص این فاجعه قریب الوقوع گرد آوری نموده در اختیار شما عزیزان  قرار دهیم. از شما دعوت می کنم این مطالب را با دقت مطالعه فرمایید:

اما چه باید کرد:

ما مسلمانان باید هوشیار باشیم و علاوه بر اطلاع رسانی به سایر برادران مسلمان و سایر انسان های آزاده، لازم است تا خود را برای مقابله با نقشه ی شومی که فراماسون ها، صهیونیست ها و یارانشان تدارک دیده اند، آماده کنیم.

کمترین کاری که از دست ما برمی آید اطلاع رسانی سریع است. با وبلاگ، با ایمیل. با اس ام اس. با تلفن زدن به روابط عمومی صدا وسیما و درخواست برای اطلاع رسانی در این مورد. اگر عضو تشکلی دانشجویی هستیم با بیانیه، با برگزاری تجمع، با برگزاری همایش. در مساجد، از طریق اعلانهای دیواری و پخش بروشور و اعلامیه ... 


مطالب ویژه نامه:

»» 25 مارس 2010 5 فروردین 1389 ... مکان مسجد الاقصی 

»» معرفی مسجد قبة الصخرة به جای مسجد الاقصی در رسانه ها به منظور تخریب آسان تر مسجد الاقصی

»» آیا اسرائیل در تقسیم مسجد الاقصی و یهودی سازی آن موفق خواهد شد؟

»» افتتاح بزرگترین کنیسه یهودی موسوم به کنیسه "خراب"

»» حرم ابراهیمی و مسجد بلال

»» آخرین تصاویر از حرم ابراهیمی( گزارش تصویری)

»» آغاز نابودی اسرائیل نشانه ای از نزدیک بودن ظهور

»» اخبار مسجد الاقصی در شماره معکوس وبسایت


تصاویر اهدایی به خوانندگان:

kk6c1aoipvfv6r2bldat.jpg vdw2ehwprj4zoz4ub4r.jpg ihhveopgmlkiv92ifsl5.jpgedza9zit89fkyavwysx.jpg



طبقه بندی: فتنه های قوم بنی اسریئل، 
نگارش در تاریخ سه شنبه 3 فروردین 1389 توسط میثم کریمی | نظرات ()

در بحث موسیقی هم، خانواده متال از قبیل Speed metal، Power metal و Black metal که در این سبک موسیقی خوانندگان ادعا می کنند که ما شیطان هستیم جزء شاخص ترین موسیقی های این آئین هستند که 30 کنسرت سبک موسیقی متال در دانشگاه تهران، دانشگاه شیراز و دیگر دانشگاه ها با مجوز برگزار شده است.

 

 



ادامه مطلب
نگارش در تاریخ سه شنبه 3 فروردین 1389 توسط میثم کریمی | نظرات ()



در دو قسمت پیشین در باره احادیث و روایات مربوط به آخر الزمان و آتشی از مشرق و بررسی دو آتشفشان بزرگ در اندونزی و تطابق آن با روایات مربوطه صحبت کردیم.

در این قسمت به بررسی یک آتشفشان عظیم دیگر از پنج آتشفشان بزرگ دنیا می پردازیم که در گذشته ای نه چندان دور به وقوع پیوست. از سرنوشت قوم لوط داستانهای بسیاری روایت شده و عذاب آنها نیز در قرآن کریم آمده است. عذابی ناگهانی که فرصت چشم بر هم زدن نداشتند و در یک لحظه نابود شدند. نظیر همین واقعه برای مردم شهر پمپئی در دو هزار سال قبل روی داد.

ادامه مطلب
طبقه بندی: مهدویت،  آخرالزمان وظهورونشانه ها، 
نگارش در تاریخ سه شنبه 3 فروردین 1389 توسط میثم کریمی | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:3)      1   2   3  

درباره وبلاگ

بسم رب الحســــــین
سلام :من میثم از حامیان ولایت در جهت حمایت ازولایت علی ابن ابیطالب(ع) ورسوایی هرچه بیشتر وهابیت و فرقه های نوظهور ورضایت امام زمان اقدام به راه اندازی این وبلاگ کردم
تقدیم به روح بلند شهدا امام شهداو مرزبان ولایت علوی ((علامه سید مرتضی عسگری))

پست الکترونیک
تماس با مدیر
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
اطلاعات وبلاگ حامیان ودلباختگان ولایت درچه سطحی است



نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


m-emamali.blogfa.com

..............